تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤
دوحهء سلطنت و جهانگشايى و بهين‌سلالهء دودمان خلافت و عالم‌آرايى ، پادشاه تائيدسپاه تيمور شاه - كه خلف اكبر و ولد ارشد آن حضرت است - عزّ صدور يافته ، مقرر شد كه آن فرزاندهء لواى حشمت و كشورستانى و برازندهء تخت عظمت و جهانبانى ، بىتأمل و تأنى ، به هم‌عنانى تائيدات الهى ، عازم اشرف البلاد احمد شاهى گردد .
چو مضمون مزبور مرقوم شد * به مهر درخشنده مختوم شد ز درگاه خاقان قدسىصفات * روان گشت چاپار سوى هرات
پادشاه آداب‌كيش كه از اشتداد عارضهء شاهنشاه فتوت‌انديش و امتداد ايام آزار والد بزرگوار خويش كمال قلق و تشويش داشتند و بعد از ورود چاپار نيك‌قدم و اطلاع بر مضمون فيض‌مشحون رقم مرحمت‌توأم ، حكم به افراختن علم ظفرپرچم كرده مقرر فرمودند كه عملهء پيشخانهء سعادت‌آشيانه ، سرادقات همايون را از شهر بيرون برده ، در دو فرسخى هرات آسمان‌سا و همدوش فلك خضرا سازند .
به فرمان شاه فلك‌دستگاه * شد افراخته خيمه و بارگاه
آن گوهر اكليل سلطنت و شاهنشاهى و اختر آسمان ابهت و ظل اللهى ، با شأن و شكوه پادشاهى و فرّ جهان‌پناهى ، بر اشهب دولت و اقبال و مركب عزت و اجلال نشسته ، منزل روضه باغ را از يمن قدوم ميمنت‌توأم ، رشك‌افزاى باغ ارم گردانيدند و از اين منزل سعادت‌نشان زينل‌بيگ پيش‌خدمت و آقايى خان پسر محمد شاه خان ، حسب الامر آن قهرمان زمان به دار السلطنهء هرات رفته ، درويش على خان هزاره را - كه احوال او سابقا در دو سه جا گزارش يافته - به قتل رسانيدند . تبين اين مقال بر سبيل اجمال آن‌كه چون درويش على خان در دار السلطنهء هرات به كرات و مرات مصدر بغى و عصيان و مظهر مخالفت و طغيان گشته ، بر معصيت و نافرمانى اصرار مىنمود و به سبب ظهور اين حركات مستوجب زاجرات و مستحق عقوبات گرديده ، در محبس هرات پايبند زندان مكافات مىبود ، لاجرم در اين اوان امرا و اركان دولت جبهه‌ساى عتبهء سپهردرجت گشته ، از راه خيرخواهى معروض داشتند .
كه اى شهريار زمان و زمين * بود دشمنت روسيه چون نگين تو را بندگانيم حلقه به گوش * همه چاكرانيم اخلاص كوش همه خاك‌روبان اين درگهيم * ز دل خيرخواهان ظل اللهيم به ما هست در خدمت شاه فرض * كه سود و زيان را نماييم عرض
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 584 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى