مستاصل و محصور گشته و از درانابت و استيمان درآمده ، كليد حصار مذبور را به امناى دولت جاويدتوأمان سپرده است .
ذكر انعقاد انجمن دامادى شهزادههاى والاجناب بلنداقبال شاهزاده پرويز و شاهزاده شهاب به سبيل اختصار و اجمال
چون در اين ايام سعادتفرجام ، رأى خورشيد انجلاى خاقانى - كه دستور امور سلطنت و جهانبانى است - اقتضاى آن فرمود كه صبيهء رضيهء عظمت خان عليزيى ، مخاطب به حاضر خان را به حبالهء نكاح شاهزاده پرويز - كه سنين عمر عزيز او به پايهء هفده سالگى رسيده است - درآورند و صبيهء حسن خان برادر مير داد خان الكوزيى ، قوللر آقاسى را نيز در سلك ازدواج شاهزادهء عالىمقدار والاجناب شاهزاده شهاب - كه نخل برومند عمرش در گلشن شباب قد كشيده است - منتظم سازند و آندو عفيفهء عصمتسرشت حورسيما را - كه سرمايهدار آزرم و حيااند و شايستگى اين سعادت عظمى دارند - به عقد شرعيهء شاهزادههاى والاگهر درآورده ، خاطر آفتابمظاهر را از پيوند آندو نونهال گلستان جاه و جلال كه بر ذمّت همت و الا فرض بود ، لازم الادا پردازند . بناء على هذا به اقتضاى رأى صوابنما بعد از استرضاى ولاياى بنات ، در ابتداى ماه ربيع الاول - كه اسعد ساعات و اشرف ازمنه و اوقات بود - فرمان همايون به ترتيب اسباب آن جشن ميمنتمقرون صادر گشته ، مقرر شد كه جانسپاران درگاه آسمانجاه ، به سامان انجمن جشن و سور پرداخته و از اسباب مسرت و شادمانى آن چيز كه بايد و شايد ، در محفل ارممشاكل آماده و مهيا ساخته ، كوشش بليغ به ظهور رسانند . به مجرد صدور اشارت سراسر بشارت ، كارپردازان بارگاه سلطنت و حلقهبهگوشان عتبهء خلافت ، حسب المقرر معمول داشته به سرانجام لوازم امور انجمن دامادى شاهزاده پرويز - كه به حسب سن بزرگتر از شاهزاده شهاب بود - پرداختند و از عقب طوى شاهزادهء مذكور سامان و ضروريات مجلس كدخدايى شاهزاده شهاب را سرانجام نموده ، به آئين شرع مطهر ، تمهيد قواعد عقد كرده ، آن نخلهء حديقهء عفت را با نونهال برومند گلشن حشمت پيوند دادند و بعد از انجام و انصرام انجمن نشاط و انتظام و اختتام آن بزم سعادتانبساط ، يزدانبخش ميرزاى پسر شاهرخ شاه را - كه در هنگام مراجعت از مشهد همراه آورده بودند - به مقتضاى مكارم