جبلى به انعام مبلغ يك هزار تومان تبريزى - كه مساوى بيست هزار روپيهء هندى بوده باشد - مشمول عاطفت بىنهايت ساخته ، به مشهد مقدس فرستادند و در همين اوقات سعادت اشتمال ، بهار گلشن جاه و جلال و فروغ اختر حشمت و اقبال ، شاهزاده پرويز را به دارايى دار السلطنهء كابل معزز و ارجمند كرده ، به تاريخ غرهء ماه جمادى الثانى از حضور فيض گنجور مرخص به ولايت مزبور نمودند و يوسف خان فوفلزيى را به نيابت آن سلالهء دودمان سلطنت و جهانگشايى ، كامياب مطالب صورى و معنوى كرده ، خليفه خان عرضبيگى و شاه بيگ خان ايشك آقاسىباشى را با جمع ديگر از نامداران عقيدتفرجام - كه از قديم الايام در سلك بندههاى شاهزادهء فلكاحتشام ، انتظام داشتند - به اتفاق خان مزبور مأمور به ملازمت آن قرهء باصرهء دولت فرمودند .
ذكر اشتداد عارضه دماغ شاهنشاه ايوب طاقت صبرشعار و شرح ورود پادشاه تائيدسپاه تيمور شاه حسب الامر والد ماجد بزرگوار و تبيين شمهاى از فسادانگيزى شاه ولى خان نكوهيدهاطوار
سابقا مرقوم خامهء حقايقنگار و نگاشتهء قلم صداقتشعار گرديده كه بعد از معاودت خاقان ممالكستان از ولايت هندوستان ، ناسور دماغ مبارك ، مدت سه ماه شاهنشاه توفيق سپاه را در دار السلطنهء كابل متألم گردانيد و هرچند كه انوار صحت و عافيت از مطلع
« وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ »
بر صفحات احوال سعادتقرين تائيد و عوارضى كه از تشدد وجع او به هم رسيده بود ، زايل و بر طرف گرديد ، اما همان جراحت مزبور - كه مزمن و ناسور شده بود - از معالجه و مداوا اندمال نيافته و التيام نپذيرفته ، از آن زمان الى اين اوان غنچهآسا روزبهروز اظهار شكفتگى مىكرد . رفتهرفته بعد مراجعت از مشهد مقدس طرف چپ چهرهء اقدس را گرفته و سرايت به حوالى چشم نموده وجع شديد به هم رسانيد . نظم
چو نزديك چشم آن جراحت رسيد * گل لاله از شاخ نرگس دميد
ز رخسارهء شه بر اهل نظر * عيان گشته اعجاز شق القمر
نگوييم آن داغ ناسور بود * كه فواره چشمهء نور بود
و از صعوبت آن عارضهء اليم ، حرارت عظيم كه از قرار صدق كلمهء « حمى يوم كفارة سنين »