تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
فلك‌اقتدار ثريا مكان * سليمان شهزادهء كامران پس از پنج مه جانب قندهار * روان شد به صد عزت و اقتدار چو رخصت بفرمود شهزاده را * چنين كرد راى منير اقتضا كه خود هم برايد ز كابل‌ديار * نمايد به لاهور سير و شكار بماند زمستان به هندوستان * به طالع بكوبد سر سركشان چو اين عزم شد وجههء همتش * سپه را خبر داد از نيتش بفرمود تا لشكر از هر طرف * كند رو به درگاه عزّ و شرف
فرمان قضا جريان به سرفرازى شاه ولى خان عزّ صدور يافته ، مقرّر شد كه خرقهء متبركهء صدرنشين صفهء اصطفا ، اعنى سالار اتقيا و سرور انبيا را - كه آن حضرت در ايام حيات بابركات به خواجه اويس قرنى نوّر اللّه مرقده مرحمت فرموده بود و از آن زمان الى الان به تداول در مملكت تركستان به ولايت بدخشان رسيده بود - به اعزاز و اكرام تمام برداشته در دار السلطنهء كابل آورد . شاه ولى خان كه حصار بدخشان را به سلسله‌جنبانى اقبال ابدىاتصال خديو جهان ، به حيطهء تصرف و تسخير درآورده و برادر سلطان شاه والى آنجا را دستگير كرده بود - به مجرد رسيدن فرمان قضانفاذ ، خرقهء متبركهء آن جناب را برداشته و از جميع طوايف ازبك نوكر گرفته ، با برادر والى در بلدهء كابل ، تارك افتخار به اعتبار سرفرازى بساطبوسى بر اوج طارم آبنوسى سود و قشونهاى اطراف و اكناف ممالك محروسهء سلطانى نيز فوج‌فوج و دسته‌دسته متعاقب يكديگر به موكب ظفرپيكر پيوسته ، كامياب مقاصد صورى و معنوى گرديدند .

ذكر ارتفاع الويهء خاقان ممالك‌رقاب به‌سمت مملكت پنجاب و معاودت آن حضرت به هم‌عنانى تائيدات حضرت رب الارباب

چو مهر جهان‌گير گردون‌نورد * عزيمت سوى برج ميزان كرد شه كام‌جو نيز با فرّ و شان * بفرمود رو سوى هندوستان به جنبش درآمد سپاه گران * بجنبيد از جا زمين و زمان خديو جهان‌دار كيهان‌پو * سوى ملك پنجاب فرمود رو
چون الكاى پيشاور مضرب خيام غازيان ظفرپرور گرديد ، خان جان خان سردار - كه از