تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢
تزوّج نداريم ما در خيال * جراحت نيابد ز عرس اندمال عروس جهان است ما را هوس * كه گيريم او را به شمشير و بس تمناى ما هست ملك فرنگ * كه در جاى آواز ناقوس و زنگ برآيد ز اللّه اكبر صدا * رسد تا به گوش ملايك ندا خديو فلك‌قدر والانسب * از اين گفتگو چون فرو بست لب ، بشد از براى اميران زياد * زياده بر آن آنچه بود اعتقاد زهى شاه روشندل كامياب * كه در نور باطن بود آفتاب جهان روشن از نور انصاف اوست * سحر پرتو سينهء صاف اوست الهى بود تا زمين و زمان * شود فرش شه جبههء سركشان

[ وقايع سال بيست و دوم ]

وقايع سال فرخنده‌فال بيست و دوم جلوس ميمنت‌مأنوس در سنهء 1182 هجرى مطابق سچقان‌ئيل تركى

عنقاى طارم چهارم از آشيانهء حوت هوا گرفته به انداز فضاى دلگشاى دولت حمل پرواز نمود . شاهزادهء والاشان ، شاهزاده سليمان به موجب فرمان مهر لمعان اعلى حضرت ظلّ اللهى ، از اشرف البلاد احمد شاهى عزيمت درگاه آسمان‌جاه كرده ، در اوايل ماه محرم الحرام به دريافت سعادت پابوس والد ماجد بزرگوار ، سر اقتدار و گردن افتخار به اوج فلك دوّار رسانيد و در دهم همين ماه ، محال چاريكار - كه در وفور گلهاى الوان و اشجار ارغوان ، گل سرسبد گلستان روزگار است - از ميامن قدوم ميمنت‌لزوم شاهنشاهى ، رويش گلزار افلاك و آبروى عالم خاك گرديد و در سيزدهم ماه مذكور ، شاه ولى خان باميزيى از موضع مزبور با فوجى از افواج بحر امواج منصور ، به تنبيه و تأديب سلطان شاه ، والى بدخشان و ساير جهالت‌منشان ممالك تركستان - كه از گريبان تمرّد و فساد سر شورش و عناد برآورده بودند - مأمور گشته رخصت انصراف يافت . نظم .
پس از رفتن شه ولى خان شاه * بفرمود نهضت سوى بارگاه ز كابل امير سمو المكان * غلام نكوخواه شه خان جان روان شد به پيشاور و بنگشات * كه گردآورد لشكر و ماليات به امر همايون ظل اللهى * گل گلشن‌آراى شاهنشهى
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 562 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى