تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
به فضل خدا غسل صحت نمود * به عالم در عافيت برگشود به فرق جهان از ره مكرمت * بيفكند شه سايهء مرحمت ز ديدار خود خلق را كرد شاد * خدايا ز دوران گزندش مباد
اميد اين‌كه حضرت رب العزّة همواره دوحهء برومند عمر و دولت و دين ، بهين قهرمان خيرانديش عدالت‌كيش و مهين برگزيدهء لطف و عنايت خويش را - كه سرمايهء رونق بهارستان ايجاد و ابداع و پيرايهء چمنستان تكوين و اختراع است - از نسايم ناملايم عالم كون و فساد صيانت نموده ، به زلال چشمه‌سار بقا سرسبز و شاداب داراد !

بيان ظهور كرامات و ذكر شمه‌اى از خوارق عادات اين خديو روشن‌ضمير قدسىصفات

چون به مداواى فضل و كرم حكيم حاذق علام - كه شفابخش امراض و اسقام و مسكن اوجاع و آلام است - بقيهء ضعف و نقاهت و تتمهء كوفت و رخائت طبيعت كرامت‌مظهر خديو هفت كشور منتقل به جان اعادى تيره‌اختر گشته ، از خاصيت ادويهء مقوّيهء دل و كيفيت معاجين مفرّح و معقّل ، قلب مبارك را نشاط تمام حاصل شده بود ، بنابر آن در اين اوان سعادت‌اقتران ، روزى شير بيشهء شهامت و مردانگى و نهنگ لجّهء فراست و فرزانگى ، عبد اللّه خان ديوان‌بيگى با شاه ولى خان باميزيى در كشك‌خانهء درب دولتخانهء سعادت آشيانه نشسته با هم مىگفت ، نظم .
كه طبع شهنشاه مالك‌رقاب * پذيرفت از چوب چينى شباب در اين وقت ، شه را همين است فكر * كه گيرد در آغوش ، اعراس بكر ستاند ز سيمين‌تنان كام دل * كه از حسن‌شان ماه گردد خجل همين گفتگو بود اندر ميان * كه در دم به شاه جهان شد عيان به نور ضمير كرامت‌اثر * شد از گفتگوى اميران خبر هنوز اين سخن بود اندر ميان * كه خاقان روشن‌دل كامران طلب كرد آن هردو را در حضور * بفرمود ارشاد با صد سرور كه اى بندگان عقيدت‌نشان * به ما گفتگوى شما شد عيان نموديد با هم شما اين مقال * كه داريد تزويج ما در خيال و ليكن كه اين حدس ، نبود درست * چو بنياد قصر امل هست سست