تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
چون واقعه‌جويان و هنگامه‌طلبان مملكت هندوستان از آوازهء آمدآمد عساكر پادشاهى ، بر خاك مشقت و نگون‌سارى پاى فرسود مذلت و خوارى گشته ، هركس به گوشهء جنگلى متوارى شده بود و هواى آنجا نيز روزبه‌روز از حد اعتدال تجاوز مىنمود ؛ بناء على هذا ، رأى جهان‌آرا چنان اقتضاء فرمود كه از راه جهنگ سيال متوجه مستقر دولت و اقبال گشته ، تابستان به دار السلطنهء كابل ييلاق نمايند .
ز پنجاب فرمود عطف عنان * برافراخت رايت به صد عزّ و شان

[ وقايع سال بيست و سوم ]

نگارش وقايع سال فرخىاشتمال بيست و سوم جلوس سعادت‌مآل و گزارش برخى از صادرات و واردات احوال موكب اقبال بر سبيل ايجاز و اجمال

در اين ايام سعادت‌فرجام مبارك كه ساحل رودخانهء اتك از ميامن فيوض موكب ظفريزك ، رشك‌افزاى سلسبيل بود ، تحويل نيّر اعظم در دوازدهم ماه ميمنت‌انجام ذيقعدة الحرام ، موافق سال هزار و يكصد و هشتاد و سه هجرى و مطابق سنهء ميمونهء اودئيل تركى رو نمود و نسايم عنبرين شمايم بهار به حدايق روزگار وزيده ، روضات و بساتين جولانگاه ، نظّارگيان بدايع صنع الهى گرديد و سال بيست و دوم كشورگشايى اين زينت‌افزاى اريكهء دولت و اقبال ، به فرخى و خجستگى سپرى گشته نوبت به آغاز بهارآرايى سال سعادت‌مأنوس بيست و سوم جلوس رسيد . مقارن اين حال ، خديو مؤيد بىهمال ، هم‌عنان دولت و اقبال ، با عساكر نصرت‌يزك از رودخانهء اتك عبور فرموده ، محالات ديره‌جات ، مخيم سرادقات عاليات گرديد و در آنجا صبيهء رضيهء نصرت خان هوت صوبه‌دار آن ولايت در سلك پردگيان سرادق شاهزادهء فلك دهليز ، شاهزاده پرويز درآمده ، سر افتخار ذكور و اناث آن خاندان به فلك اعلى رسيد و در حين ارتفاع الويهء عظمت و اقتدار ، خان جان خان سردار به صوبه‌دارى آن ديار عزّ امتياز يافته ، مأمور به توقف گرديد . بيت .
خديو جهان ، شاه مالك‌رقاب * به بيت الشرف رفت چون آفتاب به وقر و تأنّى شكارافگنان * شده منزل‌آراى اقبال و شان خرامان خرامان به فرّ و شكوه * طى راه مىكرد پنج شش كروه چو باد دل‌افزاى فصل بهار * درآمد به گلزار كابل ديار