تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
فتح‌توأمان گرديد ، چگونگى جرأت و خيرگى او به عرض ايستادگان پايهء سرير خلافت‌مصير رسيد . قصاص پاداش آن جسارت‌منش ضلالت‌كيش ، بر ذمّت همت خاقان عدالت‌انديش واجب گشت . اشارهء والاپيرايه صدور يافت كه جلادان خون‌آشام جلادت‌نشان ، او را با دو همشيره‌زاده و هردو پسر ، شعله‌افروز آتش سقر سازند . نظم .
به حكم خديو جهان بىدريغ * كشيدند هر پنج را زير تيغ نمودند از قيد هستى خلاص * به پاداش كردند او را قصاص جسدها به اشتر نمودند بار * به اردوى و الا كشيدند جار كه باشد سزاى بدانديش اين * بگيريد عبرت ايا ظالمين پس از قتل او شاه نصرت‌قرين * بفرمود رو سوى كابل زمين روان گشت از آنجا به عزّ و جلال * در اين حال شد موسم برشكال
در عرض راه ، سياهى لشكر سحاب از ساحت ميدان آسمان آشكار گشته ، به نهجى از تقاطر مطرات ، بسيط هامون طوفان‌خيز شد كه خيمه‌هاى ملتزمان موكب و الا كه در دشت و صحرا افراخته و بر پا شده بود ، بر روى آب مانند حباب مىنمود و نهرها و رودخانه‌ها به سان مير خوش تمرّدپيشه و درويش بدكيش فسادانديش ، سر شورش و طغيان برآورده ، از طغيان آب ، راه تردد و عبور بر روى لشكر منصور مسدود گرديد . چنانچه پادشاه دريانوال نصرت‌يزك ، در مدت جهل يوم از رودخانهء اتك - كه هميشه عبورش به سهولت ميّسر مىشد - گذشته ، به اين سبب تصديع و تعب بسيار كشيدند . خاقان مؤيد كامياب بعد عبور از آب ، به سبيل سرعت مرحله‌پيما گشته ، منزل به منزل و كوچ بر كوچ از راه كتل‌قويلرى ، دار السلطنهء كابل را شرف‌بخش مركز خاك و سركوب حصار افلاك فرمودند .

در بيان مآل حال مير خوش فسادانديش و ذكر عاقبت كار درويش شقاوت‌كيش

چون فرمان قضاجريان به سرافرازى سركردگان و سرداران اطراف و اكناف ممالك محروسهء سلطانى شرف اصدار يافته بود كه مير خوش برگشته‌بخت را در هر محل و هر جا كه بوده باشد به‌دست آورده ، به سزاى كردار رسانند ؛ بنابر آن شاهزادهء والاشان شاهزاده سليمان آن خون گرفتهء تيره‌روزگار را كه كمربستهء طريق فرار و سرگشتهء