فيضرسانى به ميدان سپهر نيلوفرى افراخت و كوكبهء سلطان بهار ، خرمىافزاى روزگار شده ، طنطنهء موكب خسرو گل ، گوش زمين و زمان را باز ساخت ، در خاطر آفتاب مظاهر خديو انجم عساكر نيز مصمّم شد كه شاه والاجاه خورشيدكلاه تيمور شاه را به جانب دار السلطنهء هرات رخصت انصراف داده ، خود نيز به قصد اورنگآرايى دار السلطنهء كابل مرحلهپيماى طريق اقبال شوند . بنابه اين نيّت صوابانتما ، پادشاه آسمانبارگاه ، تيمور شاه را به عطايى انعام و اكرام مقضى المرام و شادكام فرموده ، در روز دوشنبه 12 ماه ذى الحجة الحرام از حضور فيض گنجور سعادتانجام ، به جانب دار السلطنهء هرات - كه مقرّ خلافت و مستقر دولت آن شاهزادهء فرشتهخصال خجستهصفات بود - مرخص ساختند و خود نيز همعنان دولت و اقبال ، رايات جاه و جلال به صوب دار السلطنهء كابل افراختند .
نهضت خاقان ممالكستان به جانب مملكت هندوستان
در اين ايام خجستهنشان ، به عرض باريافتگان پايهء سرير سپهرتوأمان رسيد كه سكان شقاوتنشان ، در ممالك وسيع المسالك هندوستان محرّك سلسلهء فساد و برهمزن هنگامهء جمعيت مردم آن بلاد گشته ، ولايت پنجاب را به حيطهء تصرف و تسخير درآوردهاند .
خديو فلكقدر والاگهر * چو بشنيد از منهيان اين خبر
برآشفت از فرط قهر و غضب * بشد آتش غيرتش ملتهب
برآمد ز كابل به فصل خزان * كه كوبد به طالع ، سر سركشان
با هزاران حشمت و جاه به تفضلات إله همراه عساكر نصرتمآثر ظفردستگاه ، در اسعد ساعات و اشرف ازمنه و اوقات ، به رفاقت جنود غيبى و همعنانى جيوش آسمانى ، سمند همت بلند و يكران عزيمت سپهرپيوند را بهسمت ممالك وسيع المسالك هندوستان ، خوشخرام و سبكعنان ساخته رايت كفرسوزى برافراختند .
به تدبير صايب و رأى درست * به آهنگ نهضت ميان بست ، چست
ملك همركاب و ظفر همعنان * روان شد به صد شوكت و فرّ و شان
از آن بعد ، خاقان كشورگشا * سوى ملك پنجاب شده رهگرا