تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
خواطر طبقات انام گشته ، زنگ غم از مرآت قلوب خاص و عام زدودند و روز سوم محفل ارم‌مشاكل كه پادشاه روشن‌چهر مهر ، از انجمن سپهر ، به خلوت‌سراى مغرب خراميده نقش استيفاء لذات بر لوح ضمير نگاشت و مشاطهء فلك ، گيسوى مشك‌بوى شاهد شب را شانه كشيده ، برقع حجاب از چهرهء عروس شبستان آسمان برداشت ، خاقان ممالك‌ستان نيز بعد از سير و تماشاى آتش‌بازى و چراغان به اتفاق شاه‌داماد و عروس جهان ، اعنى قرهء باصرهء شوكت و شان ، تيمور شه به حرم‌كدهء عزّ و جاه خراميده ، پادشاه خورشيدكلاه را مرخص به خلوت‌سراى خاص كه براى او اختصاص يافته بود ، فرمودند . صدرنشينان سرادق سلطنت عظمى و مخدّرات سراپردهء عزّ و علا ، به اشارت و الا ، آن نور حدقهء خلافت كبرى را با آن سرمايه‌دار شرم و حيا ، دست به دست داده ، بدره بدره زر و طبق طبق گوهر ، بر سر آن‌دو سرور نثار و ايثار ساختند . نظم .
به فرمان شاه فلك‌اقتدار * ز بس سيم و زر شد به آن‌ها نثار خرد گفت با خود كز افلاك پاك * فروريخت انجم سراسر به خاك چو خورشيد و مه در بلند آسمان ، * دو اختر نمودند با هم قران يكى آفتاب سپهر جلال * دگر اختر برج حسن و جمال الهى به حقّ ملايك تمام * به عزّ محمد عليه السلام كه اين مهر و ماه سپهر جلال * نبينند ز آفات گيتى زوال
و در همين اوقات خجسته‌نشان ، صيبهء شاه ولى خان باميزيى را به حبالهء نكاح شاهزادهء والاشان ، شاهزاده سليمان درآورده انجمن ديگر آراستند . بعد از اتمام و اختتام اين دو محفل ميمنت‌انجام ، خان جان خان سردار به جمع‌آورى ماليات و فراهم آوردن سپاه قندوز و امام و بقلان و بلخ و بدخشان و قلع و قمع مفسدان و فرومايگان ممالك تركستان - كه سر خودسرى و نافرمانى از گريبان خمول و نادانى برآورده بودند - مأمور نموده ، خود به دولت و اقبال ، قشلاق زمستان اين سال را در اشرف البلاد احمد شاهى فرمودند .

[ وقايع سال بيستم ]

نگارش سوانح سال بيستم جلوس ميمنت‌مأنوس

چون شاهنشاه طارم چارم و پادشاه جميع كواكب و انجم ، در سنهء مباركهء ايت‌ئيل تركى با هزاران مباركى و فرخندگى ، زينت‌افزاى اريكهء حمل گشته ، رايت فيض‌بخشى و