فلك شرم و عفت است - موافق شريعت حضرت رسالتپناه ، در سلك پردگيان سرادق پادشاه خورشيدكلاه تيمور پادشاه درآرند . بنابر آن فرمان قضاجريان به انجام سامان شايان و تهيهء آن طوى ميمنتنشان شرف نفاذ يافته ، مقرر شد كه كارپردازان بارگاه و خدمتگزاران درگاه آسمانجاه ، به انجام اسباب ضيافت و آتشبازى و چراغان و سامان ساير متعلقات محفل نشاط و سرور پردازند .
چنان امر فرمود آفاقگير * كه اخترشناسان روشن ضمير
نظر كرده در ماه و ناهيد و مهر * تفحص نمايند حال سپهر
براى زفاف شه كامكار * زمان همايون كنند اختيار
به فرمان شه ساعت ارجمند * نمودند اخترشناسان پسند
مجلسآرايان و كاركنان بارگاه سلطنت ، به تهيهء اسباب و سامان آن محفل كثير السعادت پرداخته ، جهد موفور و سعى نامحصور در لوازم مجلس جشن و سور مصروف ساختند و به تاريخ دوازدهم ماه رجب المرجب - كه به سعادت قران السعدين روبهرو به ميمنت و جمعيت دارين همپهلو بود - فروش زرين و ابريشمين در بارگاه پادشاه سليماننگين انداختند .
بگسترد فراش ، صدگونه فرش * ز زينت ، زمين گشت مانند عرش
صيت نقارهء شادى و شادمانى و غلغلهء كوركهء مسرت و كامرانى ، از بام نصرتمقام دولتخانهء ظفرآشيانه ، به گنبد گردون پيچيد و صداى شاديانهء نشاط از خطهء خاك به فلك الافلاك رسيده ، پردهگشاى سوامع قدوسيان گرديد .
چو نقارهء تهنيت كوفتند * خلايق ز دل گرد غم روفتند
شهنشاه با شاه و شهزادهها * شد اورنگآراى عزّ و علا
به پيشش اميران بااقتدار * كشيدند صف از يمين و يسار
امراى عظيم الشان و خوانين سمو المكان ، هالهوار و انجممثال بر گرد آن ماه سپهر عظمت و اجلال ايستاده ، مستعد فرمانبردارى و خدمتگزارى گرديدند و نذور لايق و شايان و پيشكشهاى نمايان از نظر اصابتاثر خديو هفت كشور گذرانيدند .
پس آنگاه شاهنشهء كامران * به مجلس طلب كرد خنياگران
غزلخوان و رقصنده و ساز زن * ستادند صف صف به آن انجمن
به قامت چو سرو سمنبو همه * به طلعت چو ماه سخنگو همه