سرفراز ميدان جلادت و بهادرى ، رحيم خان لشكرنويس نيز - كه به سردارى بهادران كاكرى عزّ امتياز يافته بود - در راه خديو كامكار نقد زندگى نثار كرده به رحمت پروردگار شتافت . در اين اوان سعادتنشان كه خاقان كشورگشاى از گوشمال و استيصال كفار تيرهراى فارغ گشته ، از درياى لاهور عبور فرمودند ، نظر التفات و مرحمت بر حال بازماندگان آن هردو سرفراز درجهء شهادت افگنده ، قاسم خان برادر عظمت خان را به خطاب حاضرخانى و به رتبهء رفيع المرتبهء سردارى جماعهء علىزايى ، مشمول عنايات بىنهايت شاهانه ساختند و بهادر خان ولد رحيم خان را به سركردگى بهادران كاكرى ، رتبهء بلندپايگى بخشيده ، رحيم داد خان ، برادر آن شهيد را به منصب جليل لشكرنويسى لشكر نصرتاثر ، منظور نظر آفتاب اثر فرمودند .
ذكر ورود اين برازندهء اورنگ ظل اللّهى به اشرف البلاد احمد شاهى و شرح آمدن شاه خورشيدكلاه تيمور شاه به ركاب ظفرانتساب شاهنشاهى
چون خرمن جمعيت كفرهء ضلالتشعار به شعلهء تيغ آتشبار مجاهدين ركاب فيروزىآثار سوخته ، عرصهء آن مرزوبوم از لوث وجود نامسعود هنود مردود بىباك ، به آب صمصام شجاعت بهادران مصفا و پاك گرديد ، خاقان ممالكستان قدرقدرت ، با سپاه ظفرپناه هزبر صولت و لشكر نصرتپيكر پلنگ سطوت ، به همعنانى تائيدات واهب بىمنت ، به هزاران جاه و عزت ، لواى عزيمت به صوب عرصهء مصر دولت و اقبال و ساحت دار الملك مجد و جلال فراختند و در طى منازل و قطع مراحل ، قمرآسا جادهپيما و مرحلهآرا گشته ، در اندك مدت ولايت دار السلطنهء كابل را مركز رايات فلكفرسا و مضرب سرادقات عزّ و علا ساختند و چند روزى در آن سرابستان جاه و حشمت ، نشاطاندوز كامرانى و مكنت گشته ، بعد از استراحت و آسايش سپاه و بند و بست مهمات دار السلطنهء كابل ، به وجه دلخواه ، پاى دولت در ركاب سعادت در آورده عزيمت دار القرار قندهار نمودند و به بدرقگى تفضلات الهى و راهنمايى اقبال نامتناهى ، طى مسافت نموده ، در اندك زمان اشرف البلاد احمد شاهى را از پرتو انوار ماهچهء رايات فلكفرسا نوراندوز فرمودند . نظم
شد آن قلعه از مقدم شاه دين * طراوتفزا همچو خلد برين