[ وقايع سال نوزدهم ]
وقايع سال فرخندهفال تخاقوىئيل تركى مطابق سنهء ميمونهء هزار و يكصد و هفتاد و نه هجرى موافق سال نوزدهم فرمانفرمائى اين زيبندهء اريكهء شهريارى
شهنشاه زرينكلاه مهر و خسرو اورنگ مينارنگ سپهر ، به تاريخ بيست و هشتم رمضان ، موافق سنهء 1179 هجرى مطابق سنهء ميمونهء تخاقوىئيل تركى ، با هزاران فرخندگى و مباركى از خطوط شعاعى الويه عالمآرايى بهسمت دار الشرف حمل افراخته ، به همعنانى افواج نور ، مرحلهآرا و جادهپيما گرديد و كوكبهء سلطان بهار مجددا آغاز گلستانآرايى و بوستانپيرايى كرده ، فيض نوروزى روح نباتى به اجساد قوالب خاكيان دردميد .
به برج حمل رفت چون آفتاب * زمان و زمين هردو شد فيضياب
شهنشاه گل ، گلشنآراى گشت * سپاه رياحين برآمد به دشت
برافراخت رايت به ملك چمن * شدى سبز بخت از قدومش زمن
جنود هنود شتا را شكست * به اورنگ سرسبز گلشن نشست
در اين سال خجستهمآل - كه عنوان صفحهء اقبال و بهار سال نوزدهم اريكهآرايى اين سايهء ذو الجلال است - همت جهانگشا چنان اقتضا فرمود كه آفتابآسا رايات عزّ و علا و اعلام سپهر اعتلا ، بهسمت مستقر جاه و جلال افراخته ، مرحلهآراى طريق اقبال شوند . بنابه اين عزم صوابنماى سعادت امارت ، اشارت بشارت علامات به صدور پيوست كه پيشخانهكشان موكب سعادتنشان ، سرادق اقبال آشيان و بارگاه ظفربنيان را سركوب خرگاه نه آسمان ساخته ، بر روى زمين بارگاهى مانند سپهر برين برافرازند و بعضى از ملتزمان ركاب فيروزىآثار چون طايفهء اردوبازار و توپخانهء قيامتنشانهء صاعقهكردار و زنبوركخانهء آتشبار ، همراه پيشخانهء ظفرآشيانه پيشرفته الويهء نصرت طراز آسمانسا سازند . نظم .
نمودند فرمانبران بطل * همان لحظه حسب المقرر عمل
بعد از سرانجام آن امور ، پادشاه مؤيد منصور نيز به نفس نفيس در اسعد ساعات و اشرف ازمنه و اوقات ، بر اشهب جهانپيماى هامونگرد و بر مركب صبارفتار گيتىنورد برآمد ، كوه و هامون را از يمن مقدم همايون ، فيض مشحون و سعادتمقرون ساختند .