تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦
والاى آفتاب شعاع خديو خلايق‌مطيع جهان‌مطاع - كه در معنى بسملهء سورهء فتح و فيروزى است - ارتفاع يافته در ساعت كرامت‌طراز ميمنت‌نشان - كه مختار اهل دانش و بينش و زيب جدول تقويم ايجاد و آفرينش بود - منزل منزل‌باغ - كه در دو كروهى احمد شاهى واقع و سبز كردهء دست كرامت‌پيوست خاقان خورشيدطالع و گل سرسبد باغهاى طراوت‌مجامع است - از يمن مقدم سعادت‌قرين پادشاه سپهرتمكين رشك‌افزاى خلد برين گرديد .
برافراخت رايت به افلاك ، شاه * به نيروى اقبال طى كرد راه بيفگند ظل سعادت‌قرين * به فرق رعاياى كابل‌زمين توقف نموده در آنجا سه روز * پس آنگه به دولت شه كفرسوز به فتح و ظفر با سران سپاه * شكارافگنان طى همى كرد راه به هر منزلى شاه فرخنده‌كيش * به سرپنجهء رأفت و لطف خويش ز كار خلايق گره مىگشود * ترحم به بيچارگان مىنمود به هر مرحله شاه اقبالمند * به نيروى بازوى بخت بلند سر سركشى را فگندى به خاك * نمودى ز آلايشش ملك ، پاك تماشاكنان و عدوافگنان * علم زد به سهرند شاه جهان زمستان در آن ملك ، قشلاق كرد * همه هند را رشك آفاق كرد

ذكر سوانحى كه در ايام قشلاق سرهند به ظهور رسيده

از آنجا كه همواره همت والانهمت آسمان‌پيوند اين طرازندهء اورنگ خلافت و كامكارى و برازندهء ديهيم سعادت و شهريارى را امن و آرامش بلاد و عباد و قلع مواد شر و فساد پيش‌نهاد مىباشد ، در اين ايام ميمنت‌لزوم كه عرصهء اين مرزوبوم مقر الويهء جاه و جلال گرديد ، همت مظلوم‌نواز ظالم‌گداز كه از آن حضرت به تفحص احوال مسكينان و مستمندان پرداخته ، گرد ملالى كه از غبارانگيزى ظلم و بدعت كفرهء سراپا شقاوت بر صفوت‌كدهء صدور مظلومان نشسته بود ، بر رشحه‌فشانى سحاب تفقد و تلطف مرتفع ساخته و مرهم راحت بر ناسور جراحت دل‌خستگان گذاشته ، به جست‌وجوى كج‌روشان فسادانديش پرداخت و فرمان واجب الاذعان به امراى ذى سطوت نصرت‌پژوه