تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
باميزيى به‌جهت دل‌آسا و استمالت ، نزد آن متمرّد دون‌فطرت رفته ، او را به نويد عفو و بخشش و شمول فضل و كرم شاهنشاه فتوت‌كيش مروت‌منش ، مستمال ساخته از انحراف جادهء مستقيم اطاعت و انقياد مانع آيد ، به منهج قويم خلوص اعتقاد دلالت نمايد . نظم
ز عفو گناهش دهد آگهى * كند خاطرش جمع از هر رهى ز خوف و خطر مطمئن سازدش * به تلثيم درگاه شه خواندش نخستين نمايد ورا امتحان * ببيند چه خواهد تراويد از آن
هرگاه به سخن نور الدين خان مطمئن گشته به سعادت تقبيل بساط فيض انبساط مشرف شد بهتر ، و اگر مسلك كفران و ناسپاسى پيش‌گرفته و از راه مكر و تزوير درآمده بنابه دفع الوقت و تأخير گذاشت ، كمترين كه از اول متعهد خدمت‌گزارى و نيكوبندگى او شده‌ام ، به هر نوع كه در وسع امكان اين غلام عقيدت‌فرجام گنجد ، او را به درگاه عرش‌اشتباه مىآورم . خاقان ممالك‌ستان به صواب‌ديد شاه ولى خان نور الدين خان باميزيى بنى عم او را نزد آن جاهل هرزه‌دار فرستادند تا با نصايح ارجمند و مواعظ خردپسند او را سالك مسالك عقيدت و اخلاص گرداند . آن حيله‌ور خودبين بر وفق مضمون
« أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ »
از قبول سخن مصلحت‌آئين ، شيطان‌آسا سر باز زده و بنابه خدعه و نيرنگ گذاشته ، به لطايف الحيل گذرانيد . نور الدين خان بنى عم وزير نيز از راهى كه رفته بود ، بىنيل مقصود مراجعت به درگاه عرش‌اشتباه نموده ، كيفيت روىداد را به عرض حجّاب بارگاه اقبال رسانيد . چون ارادهء او مكشوف ضمير مهرنظير گرديد ، رأى جهان‌آرا چنان اقتضا فرمود كه يك نفر از سرداران عساكر نصرت‌مآثر را با گروهى از افواج شهامت‌كيش ، به‌جهت تنبيه آن جاهل فسادانديش روانهء آن سمت فرمايند كه اگر از خواب غفلت و پندار ، بيدار و از مستى بادهء غرور و نخوت هوشيار گشته ، دست ندامت و اعتذار به ذيل عجز و انكسار زند ، مزاحم و متعرض او نشود ، او را امان داده همراه خود به آستان سپهربنيان آورد و اگر به قدم اطاعت و انقياد پيش نيامده بر معصيت و نافرمانى و سوء كردار اصرار نمايد ، همگى همت بر استيصال او گمارد . شاه ولى خان كه بنابر مصلحت كار خود با او همواره به نامه و پيام سلسله‌جنبان رابطهء يك‌دلى و موافقت گشته و نهانى در مراتب كمك و امدادش كوشيده ، حتى المقدور معاونت او مىنمود ، تفرس اين معنى كرده معروض داشت كه هرگاه مهم