تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
همان به اين‌كه فرقه را بىدريغ * چنان بگذرانيم از زير تيغ كه يك تن از آنها نماند بنام * شود عبرت فتنه‌جويان تمام ز روى غضب قهرمان زمان * چو اين گفتگو كرد با بندگان اميران دانا ز روى ادب * گشودند در خدمت شاه ، لب نمودند عرض از ره اختشاع * كه شاها ! بود حكم و الا ، مطاع به فرمانت ، اى شاه عالم‌پناه ! * رباييم از فرق دارا كلاه ببنديم فغفور را دست و پا * بياريم در درگهت چون گدا بگيريم ، اى شاه فيروزبخت ! * به امرت ز خاقان چين تاج و تخت به ما بندگان گر شود امر شاه ، * ز قيصر ستانيم تاج و كلاه ببنديم بر قتل دشمن كمر * نپيچيم از خدمت شاه سر نداريم اگرچه ز حكمت گزير * ولى وقت بگذشته و گشته دير همان به كه فسخ عزيمت كنى * به سال دگر زود حركت كنى برآرى دمار از گروه سكان * مسخّر كنى كل هندوستان ز يك سو هوا گرم گرديده حال * ز يك سو شده موسم برشكال ز روى كرم ، شاه نصرت‌شمول * بفرمود عرض اميران قبول به تائيد و توفيق و فضل إله * ز پتياله عطف عنان كرد شاه تماشاكنان و شكارافگنان * به كابل درآمد به اندك زمان ز يمن قدوم سعادت لزوم * شد آن سرزمين رشك هر مرز و بوم

[ وقايع سال هيجدهم ]

گزارش وقايع سال هيجدهم از فرمان‌فرمايى شاهنشاه دوستان‌نواز اعداگداز و نگارش صادرات و واردات اين سال ميمنت‌آغاز بر سبيل اجمال و ايجاز

در اين اوقات خجسته‌ساعات كه دار السلطنهء كابل مركز رايات عاليات گرديده و كوكبهء بهار سال هژدهم جاه و جلال اين سايه ذو الجلال ، از سواطع دولت و اقبال ، به بلندى رسيده بود ، اورنگ‌نشين فلك چارم و ظلمت‌زداى ساحت هفت طارم ، به تاريخ پانزدهم ماه رمضان المبارك موافق سنهء 1178 ميمونهء هجرى مطابق سال سعادت‌اشتمال پيچىئيل تركى به ميمنت و مباركى ، زينت‌افزاى اريكهء حمل گشته ، زمين پژمرده را چون