تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
گزارش خواهد يافت .

ذكر تسخير خطهء جنت‌نظير كشمير به حسن كوشش نور الدين خان بنى عم وزير ، در سال فرخنده‌فال شانزدهم جلوس اين برازندهء اورنگ و سرير و به ياسا رسيدن سكهه جيون ضلالت‌تخمير

در اين اوان سعادت‌اياب و زمان فرخنده‌مآب كه آغاز سال شانزدهم فرمان‌فرمايى اين لشكركش عرصهء جهان‌گشايى و همانا بهار خرّمى آثار روزگار دولت اين زينت‌بخش اورنگ عالم‌آرايى است ، آفتاب عالمتاب زينت‌افزاى محمل حمل گشته ، بر تو گيتىفروزى بر ساحت خطهء غبرا انداخت و شاهنشاه فروردين ، افواج سبزه و رياحين را به سردارى نور الدين خان نسيم ، به تسخير كشمير گلشن و استيصال سكهه‌جيون هرزه‌دراى دى ، از ساحت چمن زمن مأمور كرده ، نيزه‌داران و خنجرگذاران بيد و سوسن را در اطراف آفاق متفرق و متعين ساخت و خود با دبدبهء جهان‌گيرى و گلستان‌آرايى و كوكبهء فتح و فيروزى و بوستان‌پيرايى در كمال شوكت و اقتدار بر اريكهء لاهور روزگار نشسته به خضارت افسرده‌طبعان چمن و نضارت پژمرده‌حالان گلشن پرداخت .
سلطان گل از كمال اعزاز * بنشست فرار مسند ناز
خديو كامكار حق‌پژوه يزدان‌پرست نيز نور الدين خان باميزيى عم شاه ولى خان وزير را با فوجى از افواج مأمور به تسخير كشمير و تأديب سكهه‌جيون تيره‌ضمير - كه سر از گريبان شرارت و خودسرى كشيده و گردن از طوق اطاعت و فرمانبرى پيچيده بود - فرمودند و چندى از سرداران سپاه منصور را به تنبيه كفرهء مقهور نواح لاهور فرستادند و خود در ولايت مذبور با فرّ و شكوه سلطانى ، اورنگ‌آراى نشاط و كامرانى گرديدند . تبيين اين مقال بر سبيل اجمال آنكه سكهه‌جيون وخامت‌مآل كه از جانب امناى اين دولت مصون از اختلال ، نيابت صوبه‌دار و صاحب‌كار بلدهء جنت‌نظير كشمير مىبوده ، در اندك زمان مال و مكنت موفور و سيم و زر نامحصور فراهم آورده به فحواى
« كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى »
سوداى تمناى بىجا و هواى مخالفت پيدا نمود . به نهجى كه سابقا نگاشتهء قلم حقايق‌انتما گرديده ، به اغواى غازى الدين خان ، وزير پادشاه هندوستان ، سلسلهء انقياد و فرمانبردارى كه حبل المتين فلاح و رستگارى است ، به‌دست