تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢

رسيدن خبر محبوسى درويش على خان بيگلربيگى هرات به درگاه آسمان‌جاه شاهنشاه قدسىصفات

در اين اوقات خجسته [ سمات ] از دار السلطنهء هرات ، عريضهء پادشاه والاجاه تيمور شاه به درگاه سلاطين‌پناه رسيد و از مضمون صداقت‌مشحونش كيفيت فتنه‌انگيزى و فسادانديشى درويش على خان بيگلربيگى هرات و محبوس شدن او در مطمورهء زندان مكافات به وضوح انجاميد . شرح شمه‌اى از اين مقال آن‌كه درويش على خان هزاره قبل از رفتن شاهزادهء تائيدسپاه تيمور شاه در هرات ، شيوهء عنف و مردم‌آزارى و طريقهء ظلم و جفاكارى پيش‌گرفته ، همواره مصدر حركات ناهنجار مىگرديد و به اقتضاى طبع خودپسند ، با هيچ‌يك از سرداران هرات موافقت و سازگارى ننموده ، صاحب كار ديگر غير از خود در ولايت نمىتوانست ديد ؛ چنانچه در آن اوقات خجسته‌ساعات كه مشهد و هرات به تصرف امناى اين دولت جاويد سمات درآمد و دولت‌خواهان اين آستان سپهربنيان را آرزوهاى ديرينه برآمد ، خاقان مؤيد كامكار ، او را بيگلربيگى و انزله خان را در هرات سردار نموده ، خود به دولت و اقبال ، معاودت به مقر حشمت و اجلال فرمودند . درويش على خان كه به بىحسابى و مردم‌آزارى عادت كرده بود و ترك عادت نمىتوانست نمود ،
نيش عقرب نه از ره كين است * مقتضاى طبيعتش اين است
بعد از نهضت موكب جهان‌گشا ، شيوهء جفا - كه پيشه قديمهء او بود - پيش‌گرفته طريقهء رحم و انصاف متروك و رويهء جور و اعتساف را مسلوك داشت و ابواب رحم و مروت بر روى رعاياى بىبضاعت و خار آزار و تلخ‌كامى در پيراهن زندگانى آنها شكسته ، آن ستم‌ديدگان بيچارگان را درم‌خريدگان خود مىپنداشت . انزله خان سردار به معاينهء اين كردار و رفتار ناهنجار ، او را به طريق ترحم و مروت دلالت و از ارتكاب ظلم و ستم سرزنش و ملامت كرده ، هرچند خواست كه به ملايمت و مدارا دست تطاول و جفاى او را از گريبان رعايا و براياى آنجا كوتاه نمايد ، ممكن و ميسر نشد . رفته‌رفته بين الطرفين به ناخوشى انجاميد . درويش على خان به اقتضاى طبع بهانه‌جو ، با دل آزرده و خاطر افسرده از شهر هرات برآمده ، متوجه قلعه‌نو - كه خود بنا نموده بود - گشته ، طريق كفران نعمت و
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 502 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى