هنود مردود افتاده بود ، افگنده به غازيان فيروزىشعار فرمودند كه رئوس منحوس مقتولان كفرهء برگشتهروزگار را يك جا جمع نموده بهشمار درآرند . جاننثاران عبوديتنشان حسب الفرمان قضاجريان ، به اجتماع رئوس مقتولان پرداخته ، سواى زخميان و مجروحان - كه در پس خس و خاشاك جنگل و پناه سنگهاى جبل ، طعمهء عقاب اجل شده بودند - موازى شصت هزار نيزه سر به تعداد درآوردند و شاه ولى خان وزير نيز كه با قراولان تهمتنتوان دشمنگير ، بهطرف جنگل متعاقب گريختگان رفته بود ، او نيز شش هزار نيزه سر از آن گروه ضلالتپرور گرفته ، در اين مكان به ركاب ظفرانتساب پيوست . خاقان ممالكستان بعد از نظارهء رئوس منحوس مقتولان ، متوجه قلعهء آلاجات ضلالتنشان گشته ، به تسخير آن حصار سپهرآثار پرداختند . آلاجات برگشتهبخت - كه قبل از وقت برج و بارهء قلعه را به توپ و تفنگ و ساير آلات و ادوات جنگ آراسته ، آمادهء مدافعه و مجادله بود - مجرد رسيدن موكب اقبال ، شروع به محاربه و جدال كرده ، نايرهء فساد افروخت . بهادران ناموسجوى با نام و ننگ حميتشعار - كه ريزش گلولهء توپ و تفنگ را از قبيل قطرات بارش ايام بهار مىشمارند و در همه وقت از قضاى آسمانى پاى كم نمىآورند - پروايى از آتشافروزى آن سرگشتهء تيه ضلالت و تيرهروزى نكرده و جنه اقبال ابدىاتصال اين سايهء ذو الجلال را پناه خويش دانسته و بىمحابا پاى حصار تاخته ، بر سر سوارى آن حصن حصين را مسخر ساختند و الاجات را با زن و فرزند دستگير و در مطمورهء زندان مكافات عمل ناشايسته ، مقيّد به غل و زنجير كرده ، به زين خان صوبهدار ولايت سرهند سپرده ، به ضبط خزانههاى فزون از شمار آن كافر برگشتهبخت تيرهروزگار پرداختند و سه روز رايت توقف و اقامت در آنجا افراشته و لشكريان را به تخريب بتخانهها و هدم آن حصار محكمبنا واداشته و ساحت آن كفرآباد را - كه ظلمت شرك و ارتداد فروگرفته بود - به نور ظهور دين برافروخته ، بعد از سه روز با بخت فيروز و طالع جهانافروز ، رايت رجعت به صوب دار السلطنهء لاهور افراختند و در همين ايام فرخندهانجام ، زبدهء آقايان عظام ، ياقوت خان خواجهسرا را به علاوهء منصب داروغگى دفترخانهء معلى ، قايممقام محمود خان قوللر آقاسى - كه حسب الاستدعاى پادشاه والاجاه شاهرخ شاه به دار الملك مشهد مأمور خدمت آن سپهر منزلت و ماذون توقف در آن ولايت شده بود - به رتبهء رفيع المرتبهء قوللر آقاسىگرى عزّ امتياز بخشيده به تفقدات گوناگون نواختند .
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 501
مساهمون: محمود الحسينى بن ابراهيم جامى
ص٥٠١