تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
مرتبهء ظفرنصيب گشته ، آمادهء نايره‌افروزى و مهياى كفرسوزى باشند و قبل از صدور حكم اشرف ، مرتكب قتال و جدال نشوند و نهجى كه امر اقدس به صدور پيوسته ، به قانون معهود دسته به دسته صف بسته و تيپ آراسته ، همگى همت و جملگى نيت به قلع و قمع كفرهء سراپا ضلالت گمارند .
به فرمان فرمان‌رواى زمان * همه غازيان ظفرتوأمان به جوشن تن خويش آراسته * ز بخت شهنشه مدد خواسته به ارشاد خاقان والانژاد * كمر بسته هريك به جنگ و جهاد همه متقى و همه دين‌مدار * ز تصديق دل پيرو چهار يار همه تيغ و خنجر گرفته به كف * ز هر سو به ميدان كشيدند صف پس آنگاه با حشمت خسروى * بفرمود شه قلب لشكر قوى درآمد در آن فوج نصرت‌لزوم * چو ماه فروزان به خيل نجوم ز نام‌آوران سپه چند تن * كه بودند نزديك شاه زمن از آن جمله خان معلى جناب * شريعت‌شعار و فضيلت‌مآب كه ادريس علم است و تقوىشعار * بود قاضى عسكر شهريار ديگر بود خان شجاعت‌پناه * نشينندهء مجلس پادشاه نديم جهاندار والانژاد * امير وفاكيش صاف‌اعتقاد كه دارد قرابت به اين شهريار * بود خان فتح اللّه نام‌دار شه كامكار سعادت‌قرين * برازندهء تاج و تخت و نگين نگردد به دشمن چرا فتحياب * كه فتح اللهش هست اندر ركاب
و جميع غلامان باشغول نيز ، كه هريك از ايشان در ميدان جلادت صفدرى و در بيشهء شجاعت غضنفرى بود ، چون كوه پايدار بر مراكب گردون‌رفتار - كه هنگام جولان با كرهء فلك قمر طابق النعل بالنعل مىگشتند - سوار گشته ، در ظل رايت خديو سكندر راى داراشكن ، چشم به راه سپاه دشمن ايستادند و خسرو بىهمال بعد از ترتيب صفوف قتال و تسويهء سپاه اقبال ، همراه هزبران بيشهء شهامت و تهور و نهنگان درياى بسالت و تفاخر - كه بارها از يك‌ديگر قصب السبق ربوده بودند - عازم مضمار كارزار گشته و به فرّ الهى و شكوه شاهنشاهى و توزك شايسته و آئين بايسته ، آهسته آهسته يك ساعت از طلوع آفتاب گذشته به افواج مخالفين بىدين رسيدند .
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 495 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى