تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
تكبير بلندآوا ساختند . بالجمله شاهنشاه مريخ‌انتقام بعد از انهزام كفرهء شقاوت‌فرجام ، عنان اشهب گيتىخرام را منعطف فرموده وارد دار السلطنهء لاهور گرديدند و خوانين عقيدت‌توأم - كه با بنه و اهالى حرم محترم در منزل رهتاس ، از ركاب فيروزى اساس بازمانده ، به تدريج و تأنّى قطع منازل و طى مراحل مىنمودند - سه روز بعد از ورود موكب فيروز ، در دار السلطنهء مزبور بر ركاب سعادت‌انتساب پادشاه مويد و منصور رسيدند . و در اين اوان از عريضهء زين خان صوبه‌دار سرهند ، به وضوح پيوست كه آلاجات و هرىسنگه و كوجرسنگه و جسه‌كلال - كه سرداران نامى اهل كفر و ضلال و سرخيل آن طايفهء باغيهء وخامت‌مآل‌اند - بعد از محاربهء چك‌گرو از صدمهء سپاه اقبال پىسپر به وادى خذلان و نكال گشته به پايمردى فرار ، رخت نكبت و ادبار به ولايت سرهند كشيده و در آنجا ابنيهء حيات خويش را از سيلاب سطوت شديد الصولت غازيان نصرت‌انديش ، هشت ، نه مرحله دور و حضرت اعلى را متوقف به دار السلطنهء لاهور ديده و حشر بسيار و لشكر فزون از شمار - كه تعدادشان به يكصد هزار نفر پياده و سوار مىرسيد - فراهم آورده ، در آن ولايت غبار فساد انگيختند و ديگر هرزه‌درايان بىآبرو - كه تشنهء آب دشنهء غازيان شهامت‌خو مىباشند - از مواطن و اماكن خود آمده و در آن موضع با آنها يك جا و مجتمع گشته ، با مشار اليه درآويخته‌اند . چون اين اخبار از عريضهء او به وضوح انجاميد ، خاقان مؤيد كامكار ، مساوى چهل هزار سوار جرّار - كه هريك قلب‌شكن لشكرى و برهم‌زن كشورى بودند و در دمى عالمى را زير و زبر مىكردند - از غازيان ركاب فيروزى انتساب انتخاب فرموده ، به عزم مخالف‌گدازى و كفرسوزى الويهء فتح و فيروزى برافراختند . نظم
بفرمود شاه فلك طنطنه * كه در شهر لاهور باشد بنه پس آنگاه خود با سپاه گران * ملك هم‌ركاب و ظفر هم‌عنان برافراخت رايت به عزم نبرد * عزيمت سوى ملك سرهند كرد به دفع هرىسنگه و جس‌كلال * بجنبيد رايات جاه و جلال به تعجيل ، طىّ منازل نمود * ز خورشيد و مه گوى سبقت ربود به روز ششم با سپاه و حشم * به سرحد سرهند بر زد علم چو گشتند آگه گروه سكان * كه آمد به نصرت خديو جهان