سال در روز موعود ، وضيع و شريف آنجا رفته غسل مىنمايند و اكنون قريب به سى هزار كس از هنود تيرهدرون مقهور ، براى عمل مذكور بر سر حوض مذبور جمع گشته ، مشغول غسل كردن مىباشند . از اصغاى اين خبر ، استيصال آن طايفهء ضلالتاثر پيشنهاد همت خديو دينپرور گشته ، حكم معلى شرف نفاذ يافت كه جمعى از امرا و سرداران لشكر ظفرپيكر ، با جوقى از افواج بحر امواج ، در ركاب نصرتانتساب ، رايتافراز عرصهء كفرسوزى شده بقيهء خوانين عقيدتتوأم با بنه و اهالى حرم محترم مرحلهپيما ، پىسپر دار السلطنهء لاهور شوند .
خديو جهان ، شاه نصرتيزك * ز رهتاس شد رهگرا سوى چك
به اندك زمان با سپاه و حشم * به سرحد چك گرو زد علم
به تائيد و توفيق و فضل إله * بياراست قلب و جناح و سپاه
وزان سو هنود سيهروزگار * رسيدند آمادهء كارزار
دو درياى آهن درآمد به جوش * همه كينهخواه و همه سختكوش
زمين را ز خون لالهگون ساختند * يلان از دو جانب به هم تاختند
جهان گشت تيره ز گرد و غبار * نمىشد به جز برق تيغ آشكار
هجوم نفس بر هوا بست راه * شد از كشتهها پشتهها رزمگاه
سپاه ظفرجوى فيروزجنگ * نمودند بر كافران عرصه تنگ
ز بخت عدومال خاقان ، شكست * بيفتاد بر فرقهء بتپرست
روان گشت هر گوشه سيلاب خون * ز خون سگان شد زمين لالهگون
چو گرديد بر مشركين كار سخت ، * گريزان ز ميدان كشيدند رخت
بناى همت سستپيوند كفرهء بتپرست به سيلاب سطوت پادشاه بهرامصولت شكست يافته ، رو از عرصهء ستيز و آويز تافتند و مجاهدين ركاب فيروزىمآل - كه از مبشر اقبال خديو بىهمال آيهء
« نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ »
شنيده بودند - به تعاقب مشركين ضلالتقرين رفته و قريب به ده هزار كس اسير و مقتول كرده به موكب ظفركوكب شتافتند و عرصهء آن معموره - كه از لوث وجود كفرهء فجره به آب تيغ غازيان شستوشو يافته بود - مضرب خيام غازيان ظفرفرجام گشت . اعلام فيروزىانجام اهل اسلام سر به فلك مينافام افراختند . مؤذنان سركار بر فراز معابد كفّار تيرهروزگار برآمده و گلبانگ اذان به گوش ساكنان ملأ اعلى رسانيده ، نعم البدل صداى ناقوس ، طنطنهء تهليل و