سرافراز گردانيده ، شاه پسند خان مير آخورباشى را به كمك نجيب خان تعيين نمودند و خان جان خان سردار را نيز مؤيد به استظهار شجاع الدوله مأمور ساخته ، مقرر فرمودند كه شاه پسند خان و خان جان خان پشت سر نجيب الدوله و شجاع الدوله را داشته باشند و هرگاه جنگ بدان طرف رو دهد ، خوانين مزبور بدون اذن مجدد مبادرت به قتال نكنند و عرصهء ما بين مكان قيام شاه ولى خان وزير و موكب شاهزادهء خورشيدلوا را جولانگاه توسن ممالكپيرا مقرر نموده ، مثل آفتاب جهانتاب پرتو ، نظر توجه به هر طرف انداخته و نگاه خورشيد التماع را دوربين عرصهء مصاف ساخته ، قاضى ملّا ادريس خان پيشنماز و جمعى از خوانين با شقول - كه هميشه در معارك سعادتاندوز ركاب مبارك مىباشند - تماشاى آئين افواج و نظارهء شكوه آن بحرامواج مىفرمودند .
به فرمان فرمانده روزگار * ببستند سدّ يلان هر كنار
ز دستور داناى عالىوقار * چو شد پشت جيش ظفراستوار ،
ز ديگر خوانين نصرتشعار * بياراست خاقان يمن و يسار
ستاد از عقب شاه رستم مصاف * كه هست از قفاى جهان كوه قاف
سوار و پياده در آن عرصهگاه * چو صفهاى شطرنج در پيشگاه
برآمد غريو از خم هفتجوش * خم روى شد آسمان از خروش
ز سم ستوران هوا گردناك * فلك ريخت در چشم كفار ، خاك
سم بادپايان زمينساى شد * ز بس آتش فتنه برپاى شد
در بيان تيبآرايى باهوى فتنهجوى وخامتمآل ، به عزم حرب و جدال غازيان مويّد دشمنمال
باهوى فتنهجو نيز كه به آهنگ ستيز و آويز سوار شده بود و متجنّدهء او از پياده و سوار متجاوز از هفتصد هزار مىشد ، به تقسيم افواج پرداخته ، جنكو و ملهار را با توپخانهء بسيار و انبوهى از سپاه جلادتآثار ، بهطرف دست راست مقرر ساخته و ابراهيم خان كاردى و تانتيا و انتامان كيسر را با آتشخانهء صاعقهبار و فوج سنگين جرّار ، بهسمت دست چپ گماشته و تمامى بنه و بار را با سى هزار سوار مسلح و مكمل خونخوار ، به سركردگى داماجى ، صوبهدار گجرات ، به رسم چنداولى و محافظت بنه اردوى