ادبار دارد و بعضى معروض داشتند كه از ضيق محاصره برآمده ، خود را بهسمت شاه جهانآباد مىكشد و پارهاى به عرض رسانيدند كه به عزم جنگ با بهادران بهرامآهنگ ، غبارانگيز ميدان ستيز گرديده ، رو به موكب ظفركوكب مىآيد . خاقان مظفرلوا ورود اين خبر بشارتانتما را از تائيدات حضرت آفريدگار و قوت بخت مددكار خود دانسته ، متوجه ترتيب لشكر اقبال و ترتيب صفوف ميدان قتال گشته ، قول همايون را به شاهزادهء فريدوندستگاه ، تيمور شاه تفويض نموده و جمعى از خوانين و امراى شجاعتآئين و غازيان فيروزىقرين درّانى را مستظل ظلال جناح همالواى فرخندهفال آن فرازندهء رايات اجلال فرمودند و بعد از آن فرمان قضا جريان خطاب به عبد الرحمان خان توپچىباشى شرف لمعان يافت كه توپخانهء شعلهبار صاعقهكردار را به ديهى كه واقع به ميان عرصهء مصاف است ، كشيده و توپهاى رعدخروش اژدردهان را بر سر راه اعادى شقاوتگرا چيده مهياى آتشافروزى و دشمنسوزى داشته باشد و براى مزيد استحكام اين سد سديد ، پيادههاى همراهى برخوردار خان را به جانب دست راست و پيادههاى تحت شاه ولى خان وزير را بهطرف دست چپ توپخانهء قيامتنشانه گماشته ، مقرر نمودند كه هر دسته مهيا و آماده به جاى خود ايستاده و كمر عقيدت بر ميان جان محكم بسته ، مستعد لوازم جانفشانى و سرگرم طريق جانستانى باشند و پس از آن مقرر شد كه شاه ولى خان وزير با قشون ظفرنمون تحت خويش عقب توپخانه صفآرا بوده ، به تقويتافزايى مبارزان آتشخو و معاونت و امداد بهادران جنگجو پردازد و دانش خان زنبوركچىباشى سركار خاصهء شريفه ، با زنبوركهاى سركارى به همراهى خان معظم اليه مأمور شد كه بهطرف دست چپ آن رايتافراز عرصه كارزار حاضر بوده ، هر گاه اشقياى خسرانمآل رو به ميدان آورده نايرهافروز جدال شوند ، به ريزش گلولههاى صاعقهآثار زنبورك ، ابر بلا را بر سر حزب كفار ژالهبار ساخته ، بناى وجود بىسود آن گروه عصيانپژوه را به خاك برابر سازد ؛ و بعد از تأسيس اين اساس نصرتاقتباس ، در جانب ميمنه حافظ رحمت خان و دنديا خان و احمد خان بنگش و فيض اللّه خان بريجى را با افواج روهيله و اللّه يار خان ايشك آقاسىباشى ديوان اعلى را با عمله در دولتخانهء سعادتآشيانه - كه هريك از ايشان بهادر پلنگصولت و دلاور تهمتنهيبت است - محل استقرار بخشيده ، نصب اعلام فيروزى ارتسام فرمودند و بهسمت ميسره شجاع الدوله صوبهدار اوده و نجيب الدوله مير بخشى هندوستان را با افواج نمايان به امر استقامت
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 457
مساهمون: محمود الحسينى بن ابراهيم جامى
ص٤٥٧