تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
عطاى خلاع خورشيد التماع و بهرهء انواع احسان و اصطناع از بارگاه سپهراشتباه عرش‌ارتفاع شدند و هم در آن زمان كشمير خان درّانى ايچكزيى - كه مدتى از نظر الطاف خديو كيهان افتاده بود - در اين ولا پرتوى از آفتاب ذره‌پرور خديو مهرافسر بر شبستان احوالش تافت و مشار اليه به سركردگى جمعى از پيادگان همراهى توپخانه سرافرازى يافت .

در بيان سبب استيصال باهوى فتنه‌پرور در ميان سنگر و مشوره‌نمودن او با رؤساى لشكر در باب جنگ ميدان صاحب قران ممالك‌ستان و اتفاق نمودن تمامى آن كفركيشان بر عقيده و رأى او و ظهور صورت مشورهء آن جماعت روسياه بر مرآت باطن الهام مواطن پادشاه دين‌پناه

در ظرف زمان آن مدت كه باهوى بىعاقبت ، رخت نكبت به سواد پانىپت انداخته ، به طرح سنگر پرداخته بود ، غله و غيره آذوقه از طرف آلاجات زميندار سرهند و رؤساى بلوچيهء سكنهء بهادرگر و ناروشنگر ، حاكم شهر شاه جهان‌آباد ، به معسكر آن بانى مبانى فتنه و فساد رسيده ، بر مواد قوت استقامت آن جماعت كثير الشقاوت مىافزود . چون اين خبر معروض خدمت خاقان بحر و بر گرديد ، جمعى از افواج منصور ، به سدّ طرق و شوارع مزبور مأمور گشتند كه راه صادر و وارد به لشكر مخالف گرفته ، نگذارند كه از هيچ طرف حبه‌اى از غلّه و پركاهى از علف داخل معسكر آن شقى مستوجب التلف شود و در عرض تمادى اين ايام ، خود نيز به دولت با مواكب كواكب احتشام ، چنانچه پيش از اين رقم‌زد كلك حقايق ارتسام گرديده ، هر روز مثل آفتاب جهان‌افروز سوار يكران فتح و نصرت شده و به نزديكى معسكر آن كفرهء فتنه‌پرور پرتوافكن كوكبهء صولت گشته ، از لمعات تيغ و سنان غازيان جنگ‌جو به خطف ابصار آن جماعهء مفسده‌خو مىپرداختند و عساكر فيروزىمآثر به موجب فرمان قضا جريان شهريار گيتىستان ، همه روز اطراف و جوانب سنگر كفار كينه‌اندوز را تاخته و مواضع و موانع دور و نزديك معسكر نكبت‌اثر ايشان را خراب و محروق ساخته ، مىآمدند . چون اثرى از آبادى در گرد و پيش و نشانى از آذوقه و هيمه و كاه و علف در قرّا و مزارع قريبه و بعيدهء معسكر مخاذيل ضلالت‌كيش نماند ، اردوى ظفرنيروى معلى از جايى كه بود كوچ نموده به موضعى كه مشهور به قلعهء چهاربرجه و ما بين راه شاه جهان‌آباد و سنگر اشقياى پرعناد واقع بود ، ورود مسعود