تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
كاروانيان باديهء نخوت و پندار گرديده بلامانع و مزاحم بر سر آنها رسيده و بسيار از آن جماعت بىعاقبت را عرضهء تيغ بىدريغ ساخته و بر خاك هلاك انداخته با غنايم موفور و اموال و اسباب غيرمحصور ، مراجعت به اردوى منصور كرده بودند ، شرف‌اندوز خدمت اشرف و به شمول عواطف و الطاف خسروى معزز و مشرف گشتند و در همان شب كه فريقين دست از حرب و پا از مضمار طعن و ضرب كشيده غازيان مظفرلوا چون كواكب سعد با لوامع انوار فتح ، پرتو ورود به منزل مسعود انداختند و كفار سيه‌روزگار با ظلمت نكبت و ادبار رجعت نموده اماكن نحوست‌آمود خود را مطرح رخت ناكامى مىساختند ، ابراهيم خان كاردى - كه يكى از اعاظم سرخيلان لشكر اعادى بود - از باهو داوطلب زدن شبخون و گرفتن توپخانهء همايون شده ، مستدعى يورش و ريزش بر اردوى ظفرپو گرديده ، ده دوازده هزار سوار مردانه و دلاور از لشكر كفار شقاوت‌پرور انتخاب نموده همراه گرفته ، اول به‌طرف احمد خان بنگش رفته و مردم او را غافل يافته جمعى از مستحفظان توپخانهء مشار اليه را قتيل و جريح ساخته ، چند عراده توپ و جزاير از آنها به دست آورده پيش انداخته بر سر دونديا خان و حافظ رحمت خان هجوم‌آور شدند . چون روهيله از آنها خبردار و قايم به مقام تيقظ و استقرار بودند ، دست به مدافعه گشودند و به سردادن تفنگهاى آتشبار و بانهاى شهاب‌آثار ، مضمون
« وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطِينِ »
ظاهر و آشكار نمودند . در وقتى كه طرفين در عين شدت با يكديگر به ستيز و آويز مشغول بودند و نزديك بود سعى و تلاش جماعت روهيله بىاثر گردد ، كه مقارن آن دليران عدوافگن و بهادران دشمن‌شكن از اردوى خاقان زمين و زمن ، پياده و دست به شمشير برآمده و از جوى تيغ آبدار ، آب بر آتش آن فتنه زده و مخالفان شقاوت‌بنيان را مرحله‌پيماى وادى هزيمت و خوارى ساخته و از توپخانه تا سنگرشان به تعاقب پرداخته و قريب سه هزار كس ايشان را به خاك هلاك انداخته و دوازده بيرق و اسپ و اسلحهء بسيار به‌دست آورده و توپهايى كه از احمد خان گرفته مىبردند ، برگردانيده و باز به سنگر خان مشار اليه رسانيده ، مانند نجوم سعادت‌اقتران كه طى دواير و بروج مشيده آسمان ، به حكم خالق كون و مكان و محو آثار ظلمات و نحوسات از جهان نموده رو به منازل خود آورند ، افروخته‌جبين و افراخته‌لوا به در دولت‌سراى فلك‌اعتلاى بدرانوار سپهر كامكارى و آفتاب عالم‌افروز اوج خلافت و تاجدارى ، جبهه‌فرسا گرديده مورد انظار عنايات و الا و الطاف بلانهايات عليا شدند .