تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
سپهردوار نمودار گردد - وارد سرمنزل اشقيا گرديده ، به ژاله‌ريزى گلوله‌هاى تفنگ شروع به تخريب اساس هستى آن گروه باطل‌آهنگ نمودند . كوبند شقاوت‌پيوند - كه متهور جلادت‌خو و از رؤساى مشاهير كفار فتنه‌جو بود - به مقتضاى وفور جهل ، يا زور سرپنجهء اجل - كه در آن وقت گريبان‌گير آن اسير دام تشوير گشت - پاى مصابرت در عرصهء مبارزت افشرده و دست جرأت از آستين جلادت برآورده ، به مقابلهء غازيان هزبر صولت و بهادران بهرام‌سطوت پرداخت و نايرهء قتال و جدال با دليران غضنفر خصال مشتعل ساخت . حركات متهورانه از كوبند و كفار همراهان آن عداوت‌پيوند در مضمار كارزار به ظهور مىرسيد و كوششهاى دليرانه در جان‌سپارى از آنها به وقوع مىانجاميد كه ترك معارك ديدهء فلك را باعث استعجاب بود و هركس در آن وقت آن معركهء هوش‌ربا را مشاهده مىنمود ، زبان به تلاوت آيهء صدق‌پيرايهء
« إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ »
مىگشود و صواعق قهر و بلا از بوارق تفنگهاى رعدمانند ، برق خرمن‌سوز متصل بر سر اعداى تيره‌روز مىافتاد و ضرب تيغ و طعن سنان جان‌ستان مجاهدان ، شكاف زخمهاى نمايان راه پريدن ارواح از قفس اشباح بر روى آن گرفتاران دام ادبار مىگشاد . حاجى نواب خان در عين آن هنگامهء قيامت‌نشان ، توسن برق‌جولان را آتش عنان نموده ، دود از نهاد بنياد آن كفرهء شقاوت‌نژاد برمىآورد و به هر جانب كه حمله مىبرد ، خاك وجود ظلمت‌آمود آن گروه را به باد فنا و هلاك مىسپرد و خوانين ديگر نيز به تقديم لوازم جنگ‌جويى و كافركشى پرداخته ، داستانهاى رستم دستان را از صفحات خواطر خلايق دوران منسوخ ساخته ، كارنامهء شجاعت و مردانگى خود را بر طاق بلند آسمان گذاشتند و علم نام‌آورى و دلاورى در عرصهء روزگار بر اوج اشتهار افراشتند . بعد از كشش و كوشش بسيار - كه مجملى از آن بر زبان خامهء حقايق‌نگار گذشت - و منعدم و منهلك ساختن جمعى كثير از كفار - كه محاسب وهم و قياس ، متصدى شمار آن نتواند گشت - سر فتنه‌پرور كوبند جهنم‌مقر را از تن پر فتن آن جدا ساخته با سه هزار سوار ديگر از كفار نابكار - كه در آن معركهء جان‌ستان ، قدم به قدم آن ره‌سپر وادى خذلان از شهربند هستى برآمده رو به ملك عدم نهاده بودند - بر دار سنان برق لمعان افراخته و اموال موفور و غنايم و اسراى نامحصور - كه در آن روز فيروز نصيب غازيان نصرت‌نشان گرديده بود - برداشته و رايات مراجعت به قصد تقبيل عتبهء فلك‌منزلت افراشته ، در كمال خوشحالى و سرور وارد اردوى منصور گشتند . حاجى نواب خان و ديگر سركردگان ، شرف‌اندوز