تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
روز ديگر موكب معلى از آنجا حركت فرموده به يك كروهى همان مكان - كه نزديك‌تر به سنگر اعداى مخالفت بنيان بود - نصب اعلام آسمان‌سا نمود و چند روز در آن منزل دل‌افروز توقف داشته و راه صادر و وارد از همه طرف به معسكر معاندان فتنه‌پرور بسته بودند . بعد از چند روز ، از آن مكان ميمنت‌نشان نيز به موضعى كه آن هم به مسافت يك كروه و لايق نزول موكب گردون‌شكوه بود نقل فرموده ، اعلام نصرت‌ارتسام مرتفع و منصوب در آن مقام ساختند و در ايام توقف در آن منازل فردوس‌مماثل نيز همه‌روزه موافق ضابطه و معمول با جنود نصرت‌شمول خود به دولت و اقبال سوار سمند شوكت و اجلال گرديده و نزديك به معسكر اشقياى فتنه‌گراى سيه‌سيما رسيده ، شعشعهء آفتاب سطوت و قهر بر مفارق اشقياى شقاوت‌بهر مىانداختند و افواج قاهره را دسته‌دسته به تاخت‌وتاز مواضع و مراتع آن حدود روانه فرموده ، به تقليل مواد استقامت اعادى بىعاقبت مىپرداختند . چون مدت توقف آن مقام به تمادى ايام كشيد و آذوقه و علف بالكليه از آن ناحيه معدوم و مفقود گرديد ، تا ده دوازده فرسخ ، نشان از آبادى و برابر پركاهى سبزه در صحارى و بوادى نماند و به عرض اشرف رسيد كه راه شاه جهان‌آباد بر سنگر ارباب عناد مسدود نيست ؛ زر نقد و اجناس مأكول به وفور از شهر مزبور به جماعهء مقهور مىرسد . بنابر آن از منزل مزبور نيز نهضت فرموده ، به موضعى كه ما بين سنگر اعداى شقاوت‌بنياد و راه شاه جهان‌آباد واقع بود ، رايات عظمت و اجلال برافراختند و به سدّ طرق وصول آذوقه ، دايرهء حيات بر آن فئهء بىعاقبت نكبت‌سمات تنگ ساختند . در همان اوقات معروض ملازمان درگاه آسمان‌جاه گرديد كه كوبند نام كافر ، خزانه و افراز ماليات صوبهء مالوه و اكبرآباد از براى باهو آورده و به نار و شنكر - كه حاكم شهر و حارس قلعهء شاه جهان‌آباد است - سپرده و خود با جمعيت موفور به‌طرف ملك روهيله رفته مىخواهد دست غارت به اماكن و مساكن آن جماعت گشايد و در ميان ملك دوآب سائر و دائر بوده ، راه ورود آذوقه به اردوى همايون مسدود نمايد . لهذا از براى تنبيه آن كافر تبه‌انديش ، حاج نواب خان قوللر آقاسى سركار خاصه شريفه و حاجى عطايى خان درّانى باميزيى و حاجى كريم داد خان درّانى باميزيى و حسن خان درّانى اليكوزيى را از درگاه معلى روانه ساختند . خوانين كفرشكن از درياى جمن عبور كرده به مكان معروف كه دوازده كروه از شاه جهان‌آباد فاصله داشت رسيده ، مانند ابر صاعقه‌بار - كه ناگاه از اقطار