تخريب بنيان استقلال و تقليل مواد قوت و زور ارباب ظلال مىگماشت ، تا آنكه قرا و مزارع اطراف و جوانب همه از آذوقه و علف خالى شد و حبهاى از غله و پر كاه از عليق در آن مواضع نماند . موكب ظفركوكب از آنجا حركت كرده بهطرف شمالى معسكر مخالف در كنار دهى - كه نخلستان خرما داشت - نزول اجلال فرمود و توپچيان جلادتنشان توپهاى اژدردهان دردهى ويران آن مكان برده و به جاهاى مناسب نصب كرده ، شروع به بارش گلولههاى صاعقهسان بر سر دشمنان نمودند . تا يك ماه آنجا نيز محل اتراق اردوى فيروزىنشان بود و رياح عاصف آواى توپهاى آتشدم تاروپود هستى اعداى عنكبوتشيم را هر لحظه و هر دم خرق و حرق مىنمود ؛ و در زمان توقف موكب مسعود در اين منزل ظفرنمود ، به عرض اشرف رسيد كه جمعى كثيرى از متجنّدهء اردوى مخالف از براى تحصيل آذوقه و علف از سنگر خود برآمده بهطرف جنوب مىروند ؛ لهذا اللّه يار خان ايشك آقاسىباشى ديوان اعلى و سيد رحمت خان توخى و انزل خان ناظر را - كه در آن اوان به خدمت و الا حاضر بودند - از درگاه معلى مرخص و روانه فرمودند كه به سر وقت آن مخاذيل وجب التذليل رسيده ، هرقدر از ايشان كه دچار مجاهدان نصرتشعار شوند ، طمعهء تيغ بىزنهار و اسير سلاسل ادبار ساخته ، معاودت به اردوى ظفرآثار نمايند . باهوى ابليسكردار از ترخيص خوانين نصرتشعار خبردار شده جمعى از كفار به قوت و عدت بسيار به سر راه غازيان دشمنشكار فرستاد ، تا آنها را مشغول به جنگ ساخته فرصت پيشرفتن ندهند و متجنّدهء متعنّده كه از براى آذوقه و علف مىروند ، از چنگ بهادران مريخآهنگ سالما بدر رفته ، باز به مقر و مقام خود رسند . چون اين خبر به انهاى قراولان معروض واقفان عتبهء سپهربنيان گرديد ، حكم قضاتوأم در خصوص تنبيه اعادى نكبتنشان و تأديب مخالفين ضلالتتوأمان و استيصال متمرّدين و مفسدين شقاوتتخمير ، به شاه ولى خان وزير و غيره خوانين بهادر شيرگير صادر شد كه با افواج همراهى خود سوار شده و بر سر آن گروه شقاوتپژوه رفته نگذارند كه طايفهء كفار بىعاقبت متعاقب بندگان درگاه سپهراشتباه روند و سد راه بهادران و مزاحم قتل و اسر مخالفان شوند . شاه ولى خان وزير به موجب حكم و الا روانهء سمت مقصد شده ، نزديك به تپهء مشهور به زكى خان رسيده بود كه باهوى شرارتتخمير با جمع غفير و انبوه كثير خود از سنگر برآمده طرح جنگ انداخت و رايات جرأت به ميدان كينهخواهى و جلادت افراخت . منهيان صبااستعجال به عرض
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 448
مساهمون: محمود الحسينى بن ابراهيم جامى
ص٤٤٨