تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
صف‌آراى عرصهء قتال ساخته با فرّ فريدونى و دبدبهء كيكاوسى در تيررس معسكر اعداى فتنه‌پرور رسيده ، رايات عظمت و اقتدار بر اوج سپهردوّار افراختند و از هنگامه‌جويى رزم‌سازان و شورانگيزى مبارزان ، لرزهء خوف و هراس بر اندام جهنم‌مقام باهو و بسواس و رعب هيبت بىقياس در قلوب مرهوب تمامى فتنه‌جويان كالخناس انداختند . بأىّ حال سرداران آن فئهء خذلان‌مآل نيز با متجنّدهء كفر و ضلال دل سخت كرده و دندان به جگر افشرده رو به ميدان آورده و پشت به سنگر نموده ايستادند و دست به محاربه و جدال گشادند و زد و خورد عظيم با بهادران دين قويم كرده و بالاخره تاب استقامت نياورده ، مقرون خيبت و خسران خود را به درون سنگر نكبت آشيان كشيدند و خاقان خورشيد علم با كوكبهء عظمت و حشم ، تا وقت شام الويهء نصرت‌ارتسام منصوب و مرتفع در آن مقام داشته و به خطف ابصار ارباب ظلام پرداخته ، هنگام شب اعلام مراجعت به اردوى كيهان‌بسطت افراخته ، خيام گردون‌احتشام را به ورود مسعود درجهء بيت الشرف بخشيدند . روز ديگر كه خسرو زرّين افسر مهر پا به ركاب تيزگام سپهر گذاشت ، شهريار دين‌پرور با جنود فتح و ظفر ، باز سوار خنك فلك پيكر شده و در برابر سنگر اعداى فتنه‌پرور آمده ، رايات عظمت و اجلال در عرصهء قتال افراختند . مخذولان نيز آلات توپخانه را پيش رو كشيده هنگامه‌ساز مجادله و جنگ به انداختن توپ و تفنگ شدند و از طرف قرين الشرف پادشاه انجم‌سپاه هم توپچيان شعله‌خو و مبارزان رزم‌جو توپهاى اژدردهان را بر مفارق آن گروه جهنميان ، شعله‌ريز صاعقه‌بار ساخته ، آتش بلا به خرمن وجود نابود آن اشقيا مىزدند . تا نماز شام ، نواير جنگ با اين و تيره و آهنگ مشتعل بود . چون شب سيه‌پرچم ، مانند روز زندگانى اعادى شياطين‌شيم ، پرده ظلمت بر شش جهت فروهشت ، هنگامهء آتش‌بازى و شعله‌افروزى از طرفين فرونشست . اشقياى تيره‌روزگار معاودت به سنگر خود نموده خديو بىهمال نيز با كوكبهء سطوت و اجلال مراجعت به اردوى ظفرپو فرمود و همين قسم خاقان مهرافسر موافق ضابطه و دستور مقرّر ، هر روز متوجه ترتيب افواج منصور و مظفر گرديده و به تيررس معسكر مخالف فتنه‌گر رسيده ، انتظار حركت از طرف آن جماعت بىعاقبت مىكشيدند و پيش‌تازان موكب ظفركوكب ، آن متواريان بيغولهء شقاوت را به آواى تفنگ‌هاى برق‌افشان و تحريك ابروى شمشير و زبان سنان به ميدان مىطلبيدند . الى ده روز ، اردوى ظفراندوز در آن منزل توقف داشت و همت به
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 447 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى