تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
اگر بيند او معجزات رسول * گشايد زبان را به حرف فضول در اين عصر ، خاقان فرمان‌روا * بود بر زمين نائب مصطفى جهان شد چو خورشيد از او پر ز نور * چه نقصان ، نبيند اگر چشم كور ؟ خدايا ! از اين شاه دنيا و دين * بود تا سپهر زمان و زمين چراغ هدايت فروزنده دار * دل اهل اسلام تابنده دار
چون خبر عبور موكب منصور از گذر باكپت و نهضت اعلام فتح و نصرت ، به صوب پانىپت به باهوى وخيم العاقبت رسيد ، او نيز از گنج‌پوره برخاسته ، روانهء سمت پانىپت گرديد و او پيش از ورود جنود مسعود در آنجا آمده و شهر را پشت سركرده سنگرى وسيع و مستحكم - كه سه فرسخ در عرض و سه فرسخ طول آن مىشد - بسته به مقام تمرّد و كينه‌جويى نشسته ، چهار ، پنج هزار سوار به رسم قراولى به موضع كهرونده - كه چهار كروه از معسكر همايون فاصله داشت - فرستاد و از اردوى معلى نيز قراولان دشمن‌شكار برآمده وارد موضع مذكور شدند و قراولان فريقين را در آنجا با هم اتفاق مقابله افتاد . بسيارى از مقاهير طعمهء تيغ بهادران خون‌آشام گشتند و جمعى زنده اسير و دستگير شده و بقية النكال راه گريز پيموده به سنگر خود مراجعت كردند . غازيان نصرت‌نشان جماعت اسرا را پيش انداخته به اردوى همايون آوردند . روز ديگر ، موكب ظفرپيكر از آنجا حركت كرده به يك فرسخى پيش آمده نصب رايات اجلال فرمود و همين قسم هر روز مسافت ما بين كهرونده را به قدم تأنى پيمود و قراولان طرفين همه روزه با يكديگر تلاقى گرديده جنگ مىكردند و غازيان جمعى را كشته و برخى را اسير كرده مىآوردند ، تا اين‌كه روز سوم اردوى معلى وارد كهرونده گرديد . بالجمله يك روز در كهرونده توقف داشته و روز ديگر رايات عاليات از آنجا برافراشته تا پانىپت به سه منزل قطع مسافت كرده ، متصل قلعهء چهاربرجه - كه يك فرسخى معسكر باهوى فتنه‌جو واقع بود - رسيد و در طى اين منازل هم قراولان مخالف نكبت‌شيم را با قراولان اردوى گردون‌حشم هر روز با يكديگر مقابله مىشد و جمعى از كفار طعمهء تيغ آبدار غازيان فيروزىشعار مىگشتند و گروهى زنده اسير سلسلهء تقدير شده ، مىآمدند . بعد از ورود به منزل مذكور ، خاقان مويد و منصور ، بنهء اردوى همايون را اشاره به نزول در آن منزل فرموده ، خود به دولت و اقبال به ترتيب جنود ظفراشتمال پرداخته و ميمنه و ميسره و قلب و جناح ميمنت‌مقرون را آراسته و