تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
مرور آن سالكان مسلك ضلالت و گمراهى است - خواهند كه زورآور شوند ، بهادران شجاعت‌نشان عنان تماسك از دست نداده و پا از سنگر بيرون ننهاده اعادى باطل‌آهنگ را به جنگ توپ و تفنگ مندفع سازند و در جنگ صف تعجيل نكرده كار به تعويق اندازند ، تا آنكه موكب ظفركوكب از دريا عبور كند و خس و خاشاك وجود كفرهء ناپاك را به سيلاب آب شمشير دهد . صمد خان به مقتضاى جلادت يا به استعجال نجابت خان كاكرى - كه او را به كمك خود مىطلبيد - انتظار ورود خوانين پنجاب نكشيده با قطب خان روهيله روانهء گنج‌پوره گرديده در آن‌جا سنگر بسته با جمعيت حاضر الوقت توقف گزيد . اشقيا چون ديدند كه عساكر گردون‌مآثر پادشاهى از آن طرف بر كنار دريا رسيده قصد عبور از دريا دارند و از طرف پنج‌آب سركردگان ركاب سعادت‌نصاب با قشونهاى فزون از حساب رو به اين صوب مىآرند ، مىبايد پيش از اجتماع افواج فيروزىاعلام ، كار گنج‌پوره به اتمام برسانند و رعب غلبه و زورآورى خود بر خلايق اطراف و جوانب ظاهر گردانند . سكنهء هر موضع و محال ، مغلوب هيبت و هراس گشته از راه اطاعت درآيند و در ايصال محصولات و ماليات متوجهى خود تأخير و تعلل ننمايند و بعد از آنكه ملازمان موكب ظفرانتساب و خوانين پنجاب يك جا شود ، قوت اهل اسلام از يكى به هزار مىرسد و مقابله با افواج بحرامواج به دشوارى مىكشد . با اين انديشه و تدبير ، بهاو شقاوت‌تخمير ، شمشير بهادر و تانتيا نام مرهته را با فوج گران و سامان شايان پيش فرستاده شروع به اظهار ارادهء فساد آماده نمود . مشار اليهما بر جناح استعجال خود را به گنج‌پوره رسانيده ، نايرهء جنگ و جدال مستعجل گردانيدند . صمد خان پاى استقامت به ميدان شهامت افشرده مراتب شجاعت و دلاورى همه روز به ظهور مىرسانيد و هر بار كه اشقيا زور مىآوردند ، به حملات بهادرانه مغلوب ساخته از معركه پس مىنشانيد ، تا وقتى كه باهوى شقاوت‌بهر از تصرف شهر و تسخير قلعه مطمئن‌خاطر گشته و نار و سنگر و ديوان معتمد خود را به نيابت در شهر گذاشته به عزم تسخير گنج‌پوره و سرهند و غيره محالات اين‌روى آب جمن روانه گرديد و در چند روز بعضى مواضع و امكنه را متصرف شده ، با تمامى جمعيت اشرار - كه دويست و پنجاه هزار سوار و پيادهء بىحصر و شمار بود - خود را به معركه رسانيد و مجاهدان شجاعت‌آئين ، نظر به قلت خود و كثرت اعداى بىدين نكرده و آيهء بشارت سرمايهء
« مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِهِ »
به زبان تيغ آورده ، دست به قتال و سفك دماى ارباب
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 443 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى