از آب به كشتىها گذرانيده و بعد از چند روز در وقتى كه بحر عالمنورد موكب فيروز در جوش و درياى بىمنتهاى لشكر ظفر در خروش آمده ، سواد قصبهء لونى را به ورود عساكر منصور مثل بحر الجور متلاطم و پرشور ساخت و عظمت و شكوه اين محيط اعظم لرزهء تموّج بر اندام رود جمن انداخت ، يعقوب على خان كه در شهر نشسته انتظار وصول موكب نصرتشمول مىكشيد ، خود را به حكمت و تدبير عملى از قبضهء قدرت مقاهبر برآورده ، شرفاندوز تلثيم عتبهء سپهر تعظيم گرديد .
چون در زمان توجه موكب منصور از محالات متعلقهء دار السلطنهء لاهور به صوب دار الخلافهء شاه جهانآباد از راه سهارنپور حاجى عطايى خان درّانى باميزيى و حاجى كريم داد خان درّانى باميزيى عرضبيگى سركار فيضآثار شاهزادهء خورشيدكلاه تيمور شاه و زين خان مهمند بخشى دوم سركار آن والاجاه ، بهجهت تمشيت بعضى امور از ركاب فيروزىمآب مرخص و مأمور به توقف شهر ملتان و مملكت پنجاب شده بودند ، در آن اوان كه بعد از تأديب كفرهء فجره مشرح نواح دار الخلافهء مزبور به ورود موكب ظفرانتساب به ممالك مياندوآب كه عبارت از ولايات ما بين درياى جمن و گنگ است واقع شده ، بعد از انفراغ از مهمات آن الكا چنانچه مجملى از احوال آن سابقا مرقوم قلم حقايقبيان گرديده ، رايات جهانگشا از براى تنبيه دكنيان شقاوتگرا به فتح و نصرت مراجعت به صوب شاه جهانآباد فرموده ، ارقام سعادتپيوند به سرافرازى خوانين مذكور شرف اصدار يافت كه با افواج همراهى خود وارد سرهند گشته و با صمد خان سردار متفق شده و قطب خان روهيله حاكم پانىپت و سونپت و نريله را نيز همراه گرفته ، به هيات اجتماعى به گنجپور رسيده و با نجابت خان كاكرى حاكم موضع مذكور اتفاق ورزيده ، سنگر مضبوط و مستحكم ترتيب داده و در مقام استقرار و دلجمعى توقف گزينند و در اين باب به عبد الصمد خان نيز رقم هدايتتوام عزّ ارتسام پذيرفته ، بر منتظر بودن افواج پنجآب تأكيد اكيد رفت كه هرگاه كفار نابكار بر وفق مضمون اين بيت صدق مشحون .
چو يابند بيشه ز شيران تهى * سگان را شود فرصت روبهى
طغيان دريا و كثرت آبها را مانع عبور مواكب انجم ثواقب تصور نموده ، دست تطاول و پاى تجاسر دراز كرده به هر طرف مىگردند ، اگر رخت آوارگى بهسمت گنجپوره هم كشند و بر نجابت خان كاكرى - كه يكى از متشبثان ذيل عواطف شاهى و سدّ راه عبور و