تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
به استماع خبر آمدآمد مرهتهء تيره‌روزگار ، باز مضطر و بىقرار شده در فكر استخلاص از آفت دوباره افتادند و لب به تضرع و زارى به جانب حضرت بارى گشادند . يعقوب على خان به تسلى و دلاساى آن جماعت خايف و هراسان پرداخته و دروازه‌هاى شهر را خاك‌ريز كرده و جمعى از پياده و سوار به قدر امكان و اختيار نوكر گرفته به محافظت شهر و قلعه معين ساخته و اهل اردوى معلى - كه به‌جهت سرانجام بعضى مهام در شهر مانده بودند - اعلام از ارادهء كفار شقاوت‌انجام بخشيده و همگى را با مال و جان در آن درون قلعه طلبيده و غله و غيره آذوقهء ضرورى موافق مقدور در ميان قلعه كشيده ، حقيقت رويداد به دربار فلك‌بنياد معروض داشت و همت به نگهبانى احوال رعيت و استحفاظ شهر و قلعه گماشت . از آن‌جا كه شهر شاه جهان‌آباد مصر جامعى است بيكران و هر كوچه‌اش از وفور خلايق و كثرت عمارات عاليات شهرى بىپايان ، معابر و مسالك آن خارج از حد احصار و شمار و سد طرق و ضبط ابواب آن با هزاران مستحفظ و پاسبان ثوابت و سيار آسمان مشكل و دشوار است ، خان مذكور با جمعيتى كه فراهم آورده بود ، حتى المقدور در محافظت شهر و حراست قلعه كوشش مىنمود . كفرهء ضلالت‌بهر - كه واقف از جميع شوارع و معابر شهر بودند - از هر طرف هجوم آورده قصد مداخلت نمودند . يعقوب على خان از هر جانب كه شور و غوغاى ارباب طغيان مىشنيد ، خود را به جناح استعجال رسانيده و آتش فتنه و فساد آنها را به آب تيغ بىدريغ خاموش و منطفى مىگردانيد . آخر به تاريخ روز دوشنبه نهم ماه ذى الحجه از راه كوچهء خانهء غازى الدين خان - كه او نيز همراه آنها بود - سراغ گرفته به شهر درآمدند . يعقوب على خان بر سر راه ايشان رفته قريب دو ساعت به مدافعه قيام ورزيده ، سد راه آنها گرديد و چون كفره شقاوت‌فرجام در كثرت و عدت و سرانجام ، صد درجه زياده از اهل اسلام بودند ، زورآور گشته و ممتنع به منع يعقوب على خان و مستحفظان دروب و گذر نشده ، از راه كوچهء مزبور و ديگر ابواب و ثغور به شهر درآمده ، مثل مور و ملخ از هر طرف ريختند و آتش ظلم و بيداد در محلات و اسواق انگيختند . يعقوب على خان توقف بيرون قلعه مصلحت نديده با معدودى از نوكران و همراهان ، خود را به ميان قلعه كشيد . مخالفان مغرور كه مانند سيل پرشور با حشرى نامحصور از عقب مىآمدند ، ابواب قلعه را مفتوح ديده آنها نيز قدم به قدم قلعگيان داخل قلعه شدند . يعقوب على خان در آنجا به جنگ ايستاده و جمعى كثيرى از ايشان را به دار البوار فرستاده و بقية السيف را از ده بيرون كرده