به چند ساعت آگاهى يافته راه گريز پيموده بودند ، قراولان جلادتنشان به تعاقب پرداخته و هركس از گريختگان برخوردند ، فروزينهء آتش شمشير ساخته ، چهارصد نفر اسير و سيصد نيزه سر و پانصد رأس اسب از متجنّده مقاهير گرفته مراجعت كردند و اعلى حضرت قدرقدرت با جنود فتح و نصرت تشريف شريف به اردوى دولت آوردند .
كفّار برگشتهروزگار راه شاه جهانآباد پيشگرفته ، ارادهء آن نمودند كه دستبردى به شهر كرده و از درياى جمن گذشته از راه اسكندره روانهء ملكجات شوند . بندگان اعلى به دريافت ارادهء ارباب ضلال به جناح استعجال سوار اشهب برقمثال شده ، وارد نواحى دار الخلافهء شاه جهانآباد گرديدند . چون سرگشتگان باديهء خذلان ، عساكر نصرتنشان پادشاهى را پشت سر ديدند ، مجال دستبرد به شهر نيافته ، سه روز پيش از ورود موكب فيروز ، از آب گذشته بودند . معلوم نبود كه به كدام سمت رفتهاند . لهذا حاجى نواب خان درّانى اليكوزيى قوللر آقاسى ديوان اعلى را با غلامان سركار و الا ، براى جستجوى احوال آن طايفه يك منزل پيشتر روانه كرده ، خود نيز در همان روز بهجتافروز سعادتظهور ، از درياى جمن عبور فرموده ، به چهار فرسخى شهر شاه جهانآباد نزول اجلال فرمودند .
مقارن ورود مسعود به خيام سپهرنمود ، از روى عريضهء حاجى نواب خان معلوم باريافتگان محفل ارممشاكل گرديد كه ملهار و غيره كفّار با افواج نكبتآثار بىحصر و شمار ، رو به مقابلهء غازيان ظفرشعار آورده ، جنگ تراز و [ با ] خيل اعادى فتنهجو روبهروست . به مجرد رسيدن اين عريضه ، شاه پسند خان مير آخورباشى و سليمان خان درّانى قراولباشى و اخلاص قلى خان هوتكى سركردهء قراولان را - كه با افواج قراول كه به سمت دست راست موكب نصرتفرجام به قراولى قيام داشتند - مأمور شدند كه به سرعت تمام و عجلت مالاكلام ، خود را به كمك حاجى نواب خان برسانند و خود به دولت نيز همان وقت سوار خنگ فيروزى و نصرت شده ، توجه به آن سمت فرمودند .
هنوز رايات آسمانسا به مكان حربگاه اعتلا نيافته بود كه آتش جدال فيما بين كفرهء بدسگال و بهادران غضنفرخصال اشتعال يافت .
ز سم ستوران گردونشكوه * بلرزيد دشت و بجنبيد كوه
گرفتند گردان تفنگها به چنگ * شد از هر طرف گرم بازار جنگ
ز پرّ عقاب آسمان در حجاب * هوا از خدنگ آشيان عقاب
به هم تيغها از دو سو موجموج * دو درياى آتش درآمد به موج