پيشكش و نذورات غايبانه خود را در سلك غلامان اين آستان فلكبنيان منسلك مىداشت ، از نظر انور گذشت ، مشتمل بر اينكه سرداران مرهته تا حال با فدوى درگاه آسمانجاه بر سر ستيزه و پرخاش بوده و در اين ولا - كه از ضرب دست عساكر نصرتاشتمال تنبيه و گوشمال يافته - از منازعت و مناقشه رو برتافته و در طريق آميزش و مصالحه شتافته تكليف عهد و پيمان موافقت و مرافقت به غلام مىنمايند و منظور دارند كه ديگر زمينداران اسافل و اعالى را به تطميع مراعات مالى با خود متفق ساخته ، بار ديگر گردن سركشى و فساد افراخته ، ابواب بغى و عناد گشايند . از آنجا كه اين فدويتنشان از مدتى روى نياز بر آن آستان خلافتمكان دارد و خود را از بندگان راسخ العقيدت بندگان اعلى حضرت مىشمارد ، به اعداى دولت ابدمدت ساختن و علم مخالفت به موافقت مخالفان برافراختن ، خلاف آئين عبوديت و مغاير قوانين فدويت دانسته ، بيشتر از پيشتر كمر مخاصمت و محاربه در مقابلهء آنها بسته و به اقبال بىزوال شاهى و ثبات قدم به استقلال مستعد كينهخواهى در قلعه نشسته ، چشم در راه توتياى گرد مركب مواكب و الا و سمّ غبار ستوران جنود ظفرنمود بندگان اعلى است .
با ورود اين خبر و وصول عريضهء راجهجينگر ، خديو بحر و بر به ارادهء تنبيه ملهار شقاوتاثر ، از باغ خضرآباد حركت فرموده ، حكومت شهر شاه جهانآباد را به عالىجاه يعقوب على خان - كه به صفات عدل و انصاف اتصاف داشت و هميشه به فيض تربيت حضرت قدرقدرت ، همت بر تخريب مبانى جور و اجحاف مىگماشت - تفويض نموده و محمود خان قوللر آقاسى سر كار خاصهء شريفه را با دستهء غلامان - كه به حراست شهر مأمور بودند - به حضور پرنور طلبيده جمعى از نسقچيان را بهجهت اعانت خان مشار اليه به شهر تعيين ساختند كه اگر احدى از اهل اردوى نصرتطراز به تقريبى در شهر رفته دست تطاول بر كسى دراز كند ، كسان حاكم به معاضدت نسقچيان ، به سياست رسانند .
بعد از بند و بست شهر ، اعلام ظفرفرجام به تاريخ محمود و ساعت مسعود ، پرچم جهانگشايى گشوده از راه ميوات به صوب جينگر توجه فرمود و چند روزى از براى دريافت احوال راجها و ديگر سركشان اطراف و استكشاف اخبار فراريان عرصهء مصاف ، در الكاى ميوات توقف فرموده در آن اثنا به عرض ايستادگان پايهء سرير اعلى رسيد كه تانكيا نام مرهته با پانزده هزار سوار در دو فرسخى اردوى ظفرشعار آمده ، دواب جماعه روهيلههاى ملتزمان ركاب سعادتانتساب را كه به چراگاه رفته بود ، تاخته و پيش
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 425
مساهمون: محمود الحسينى بن ابراهيم جامى
ص٤٢٥