تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
انداخته برده است . خاقان بحر و بر به مجرد ورود اين خبر ، حركت از آن مقام و مقر فرموده متوجه تنبيه اشقياى تيره‌اختر شدند . در اثناى راه به آنجا ، قراولان ظفردستگاه معروض ملازمان ركاب عظمت و جاه شد كه سى چهل نفر ايتام جماعهء مذكور كه به قريهء نظام‌گهر از براى غله و حمل و نقل آذوقه رفته بودند ، تانكيا كه در آنجا مستقر داشت متجنّده او از كمين‌گاه برآمده آنها را به قتل رسانيدند و كفار ديگر با تمامى جمعيت و لشكر در ميان درّهء كوه‌كامه كه در دو كروهى معسكر اژدهاپيكر واقع است ، توقف دارند و مستعد جنگ مىباشند . حكم قضاتوأم به قراولان بهرام‌شيم صادر شد كه پيش‌رفته آن مقاهير باطل‌آهنگ را مشغول به جنگ سازند ، تا آن‌كه موكب ظفركوكب وارد آنجا گرديده كار آن جماعهء اجل رسيده را به انصرام رساند . قراولان رستم‌توان ، وفق فرمان واجب الاذعان ، بر سر آن طاغيان رفته شروع به مجادله كردند . كفّار شقاوت‌آثار دست و پاى زده ، مغلوب حملهء بهادران جلادت‌شعار گشته ، جمعى طعمهء نهنگ شمشير و جوقى زنده اسير و دستگير شدند و بقية السيف راه فرار سركرده و رخت ادبار به جىنگر برده آوارهء صحراى ناكامى و سرگشتهء دشت تيره‌انجامى گشتند . خديو فريدون‌فر به عزم قلع مادهء فساد آن طايفهء فتنه‌پرور ، رايات ظفراثر به موضع نظام‌گر سايه‌گستر نمودند و روز ديگر از درهء موسوم [ . . . ] « 1 » كه ما بين نظام‌گر و محالات جىنگر واقع است ، در سوم ماه رجب ، گذشته در ميدان خارج جبال نزول اجلال فرمودند و دو شب در آنجا توقف داشته كوچ نمودند . در آن مكان به تقرير منهيان صداقت‌نشان به عرض واقفان بارگاه عزّ و شان رسيد كه ملهار شقاوت‌دثار و جنكوى فتنه‌جو و تانكياى سيه‌سيما ، هرسه باهم ، متفق و يك جا شده مىخواهند كه از راه ديوارى رخت فساد به‌سمت دار الخلافهء شاه جهان‌آباد كشند . بناء عليهذا رأى جهان‌آرا چنان اقتضا نمود كه خود به دولت و اقبال ، از اردوى دريامثال جدا شده ، به طريق ايلغار با فوجى از سواران جرّار متوجه تعاقب آن طايفهء عصيان‌شعار شوند . به اين ارادهء نصرت آماده ، پاى عزيمت در ركاب فلك‌فرسا نهاده و توسن اجلال را به ميدان استعجال مهميز داده ، در عرض يك شب و سه پاس روز ، به دوكروهى مكانى كه جاى فروكش فتنه‌افروز بود ، ورود عظمت‌نمود فرمودند . چون آن جماعت پيش از آن
هامش
( 1 ) . جاى نام دره در متن سفيد است .
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 426 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى