تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠

[ وقايع سال چهاردهم ]

وقايع سال سعادت اشتمال چهاردهم جهان‌گشايى اين لشكركش عرصهء عالم‌آرايى موافق سنهء هزار و يكصد و هفتاد و سه هجرى مطابق سال لوىئيل تركى

ماه خجسته عنوان شعبان از مطلع يمن و سعادت نمايان گشته به اشارهء ابروى بشارت‌توأمان ، فال فتوحات بيكران بر روى غازيان نصرت‌نشان گشود . به تاريخ دوم آن شهر ميمنت‌بهر ، خسرو زرين‌كلاه انجم‌سپاه ، با لوامع عزّ و جاه ، از منزل حوت نقل به بيت الشرف حمل فرموده ، رايات جهان‌افروزى بر اوج سعادت و بهروزى افراخت و طليعهء صبح نوروز از افق اقبال نمايان گشته ، عرصهء شش جهت به اشاعت لمعات اجلال نورانى ساخت . چهار چمن روزگار به يمن قدوم زينت‌بخش اورنگ چهارم ، آب و رنگ تازه پذيرفت و باغ ملون چهار گيتى را از فيض نظر آن چهره‌پرداز عالم خاك ، گلهاى رنگارنگ شكفت . رايات اشعهء جهان‌افروز از اوج ملك نيم‌روز ، سمت ارتفاع يافته به ظلمت‌زدايى هندوستان‌زمين پرداخت و شب هندولباس را از بارقهء تيغ لمعان ، مثل آثار كفر از صفحهء جهان محو ساخت . تحريك نسيم ، سروهاى قدافراخته را چون سرافرازان بوستان دولت به اهتزاز آورده و يكران مشكين‌يال شمال ، متجنّدهء سمت جنوب را پامال جولان عزيمت كرد و زمين چمن كه مثال كول در تابستان خشك افتاده ، عرض بىآبى مىداد ، از طراوت‌افزايى سايهء ابر بهار سامان سرسبزى و شادابى پذيرفته ، لياقت ييلاق موكب سلطان گل پيدا نمود و ابواب باغ و بستان كه مانند قلعهء ثابت‌گر به هندوستان مسدود بر روى عندليبان شده مصداق حال باغ زاغان گشته بود ، به ورود ظفرنمود كوكبهء نوروز برگشود . سركشان لشكر دى را موج سبزهء مطرّا چون آب تيغ به كفار مترا از سرگذشت و خس و خار موسم خزان ، مانند نيزه‌هاى دكنيان به باد جولان گلگون صبا از ساحت غبرا روفته گشت . آيينهء آب از شعشعهء رايات جهانتاب مثل انوب‌شهر جلوه‌گاه كمال حسن و جمال گرديد و روى زمين از يمن جلوس شاه چهارمين اورنگ به آرايش بزم جمشيدى رسيد .
هر درخت افراخت بر سر چتر طاووسى ز نار * هر چمن زد تخت كاووسى به‌طرف جويبار
مرى كه طرهء شمشاد را به هاىوهو چون خاطر وسواس‌زده پريشان كرده ، چنگ
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 430 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى