تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
را - كه به ديانت و نيك‌نفسى و نظم و نسق موصوف بود - به‌جهت مزيد احتياط و تأكيد انضباط با دستهء غلامان فدويت‌نشان - كه زياد از نسق‌چيان ضابط و در امور بند و بست ملكى رابطاند - به شهر تعيين فرموده به خان مزبور قدغن نمودند كه لوازم ضبط و ربط از قرار واقع تقديم رساند و غلامان را نيز جابه‌جا نشانيده نوعى مراسم حفظ و حراست مرعى دارد كه احدى از جنود نصرت‌نمود ، سر خودسرى از گريبان بيدادگرى برنيارد و تا چند روز كه موكب نصرت‌فرجام در بيرون شهر مقر و مقام داشت ، خان مذكور با غلامان مزبور در نگهدارى و صيانت اهالى شهر مساعى موفوره به عمل آورده ، به حدى گذرها را مسدود ساخت كه اهل اردو را آمد و رفت در شهر مشكل افتاد و اگر كسى از براى خريد و فروخت ارادهء شهر مىكرد ، به غير از تعليقچهء امرا و اركان دولت او را راه نمىداد تا وقتى كه غلامان در شهر مستحفظ بودند ، از اين حكم محكم و قدغن مستحكم سدى بر روى شيران زنجيرگسل بسته شده بود كه يتيمى براى تمشيت امر ضرورى و بقالى جهت آوردن حوايج ابدى امكان قدم گذاشتن در شهر نداشت .

در بيان محاربهء خاقان مويد كامكار با ملهار برگشته‌بخت و جنكوى تيره‌روزگار و به قتل درآمدن پانزده هزار نفر از آن گروه ضلالت‌شعار در ميدان حرب و پيكار و ذكر ديگر وقايع آن زمان ميمنت آثار

در اوقات توقف رايات عاليات در نواحى شهر و اطفاى نايرهء قهر ، خبر رسيد كه جنكوى تيره‌اختر به اتفاق غازى الدين خان و جمعى از بقية السيف سپاه خسران‌دستگاه ، به حال تباه به‌سمت جينگر رفته و به ملهار تيره‌روزگار - كه از جانب باجىراو سردار كل فرقهء مرهته با راجها مجادله و محاربه داشت - ملحق گرديده و ملهار كه هنوز زهرآب جويبار شمشير غازيان نچشيده بود ، به سلسله‌جنبانى و تحريك جنكو با جمعيت فراوان و لشكر بىپايان از جينگر حركت نموده ، به كوت پتلى رسيده در صدد هنگامه‌آرايى است و مىخواهد كه جماعت راجپوتيه را به تطميع مصالحه و ترك منازعه ، رفيق و معاون خود ساخته ، به اولياى دولت ابدمدت علم مخالفت افرازد . مقارن اين حال ، عريضهء راجه مادهو سنگه كه از چند سال به رهنمونى اقبال ، تخم بندگى بندگان اعلى در مزرع خاطر فدويت‌مآثر مىكاشت ، به وسيلهء عرايض و ارسال
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 424 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى