تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
شد كه از ميدان روىگردان شوند . در اين اثنا صمد خان درّانى محمودزيى قدم ثبات افشرده و به حمله‌هاى مردانه خاك آن معركه را از خون آن خون‌گرفتگان گلگون ساخت .
ز سرگرمى حرب ، نزديك بود * كه گردد روهيله سيه‌رو چو دود مرهته مقابل اجل در قفا * روهيله كند استقامت كجا ؟ ! دران عرصهء رزمگه بىدرنگ * صمد خان به مردانگى كرد جنگ بريد آنقدر سر به شمشير تيز * كه شد تنگ بر خصم ، جاى ستيز ز غريدن رعد توپ و تفنگ * جگر دار و بد دل يكى شد به جنگ
چون بر مرآت ضمير منير صفاتخمير مهرتنوير حضرت خديو آفاق‌گير اين معنى صورت‌پذير گرديد كه گروه مخالفان شقاوت‌پژوه بر نجيب خان هجوم آورده‌اند و جماعت روهيله عهده براى افواج اعدا و حريف معركهء دغاى ارباب وغا نيستند ، وزير ارسطوتدبير را كه پيشتر به آوردن توپخانه امر فرموده بودند ، در اين آوان مجددا به احضار آن موكد نموده به ارادهء رخصت كارزار به حضور فايض النور طلبيدند .
طلب كرد دستور را شهريار * كه با توپخانه كند كارزار ز سنگينى توپخانه وزير * در آمد شدن نزد شه كرد دير فرستاد شه جمعى ديگر ز پى * كه ره را به سرعت نمايند طى چو دستور از آن حكم آگاه شد * به سرعت روانه سوى شاه شد ز دير آمدن خدمت پادشاه * تزلزل به احوال او يافت راه
القصه بعد از حاضر گردانيدن توپخانه ، حكم و الا به اشرف الوزرا صادر گرديد كه توپهاى نهنگ‌آسا را بر كنار دريا مقابل صفوف اعدا چيده ، از گلوله‌هاى شعله‌بار ، آتش در خرمن هستى آن خاشاك‌منشان تيره‌روزگار كشيده و خود به افواج بحرامواج ، از آب جمن گذشته لواى گير و دار و رايت نصرت دثار در عرصهء كارزار افرازد و به اقبال بىزوال شاهى قوىدل و مستظهر بوده به قلع و قمع مخالفين دولت ابدقرين پردازد .
خديو جهان ، خسرو ملك‌گير * توجه بفرمود سوى وزير كه ز آب جمن فوج را بگذران * سپاه ظفرموج را بگذران وزير گزين با همه مرد كار * چو جا كرد بر ساحل رودبار كشد تا از آن مدبران انتقام * برآورد شمشير كين از نيام
حسب الفرمان واجب الاذعان ، دستور دستوردان ، توپخانهء قيامت‌نشانه را بر كنار دريا به