و ستيزهخويى خجل و منفعل نگرديده و از حركات باطله و ارادات عاطله تقاعد نورزيده ، به داعيهء مقابله و انديشهء مقاتله ، بار ديگر جمعيت فراوان فراهم آورده ، متصل سواد شهر شاه جهانآباد ، به استعداد جنگ و نبرد آهنگ نمود و در وزيرآباد - كه خارج شهر پناه ، جانب غربى دريا ، محاذى قصبهء لونى است - كنار آب سنگر بسته بر دور قلعه و شهر و معابر دريا توپخانه و جزاير و بادلج لاتعد و لاتحصى چيده ، رايت ثبات و قرار افراخت و بر كثرت و عدّت لشكر نكبتاثر خود - كه از قشون دكنى و فوج هندوستانى قريب دويست هزار پياده و سوار مهياى پيكار داشته بود - به عجب و پندار تمام ، به مقابلهء موكب ظفرفرجام پرداخت و عماد الملك نيز حقوق متكاثرهء خاقان كشورستان كه بار اول جانبخشى فرموده او را به و الا پايهء وزارت ممالك محروسه هندوستان و صاحباختيارى سلطنت خاندان جليل الشان امير تيمور صاحبقران گوركان ، شرف اختصاص و به علو رتبه خطاب مستطاب فرزندى - كه بالاتر از آن مرتبه متصور نيست - عزّ امتياز بخشيده ، در امثال و اقران سرافراز و ممتاز گردانيده بودند ، همگى نسيا منسيا ساخته با اهل طغيان ، رفيق و همداستان گرديد و زلات ماضيه و حركات نامرضيه از فرستادن مرهته به لاهور و خرابى آن ملك موفور السرور و اغواى دكهنيان گمراه در نافرمانى و سرتابى از اطاعت شهريار دينپناه و ريختن خون ناحق ولىنعمت خودش ، عالمگير پادشاه ، كان لم يكن انگاشته ، چشم از عواقب امور پوشيد و به استظهار توپخانهء بسيار و لشكر كفّار تيرهروزگار ، خود را به دام بلا كشيده ، چون صعوه مقابل شهباز بلندپرواز و مانند پشهء سستپر ، برابر باد صرصر ، عاجز و زبون ديده ، در اطراف ويرانه و اكناف رودخانه آشيانه گزيده و بر فراز سيبه و مرحلهء جزاير و توپ و رهكله گرد شهر و كنار دريا و نهر چيده ، كمر نافرمانى بست و مردم شهرى و بيرونى را برگزيده ، مستظهر به قلعهء شهرپناه و رفاقت مرهتهء روسياه ، آمادهء جنگ و جدال و مهياى نبرد و قتال نشست .
روز پنجشنبه بيستم ماه جمادى الاول هنگام سحر بهروزىاثر كه شهسوار يكهتاز مهر بر اريكهء كبود سپهر ، به قصد انهزام سپاه انجم و اختر سوار شده تيغ ظلمتزدا بهجهت شكست هندوى شب تيرهلقا از آستين صبح كشيده ، لشكر كفر و ظلام را از بارقهء تيغ آتشبار پراكنده و معدوم گردانيد ، همت بر تسخير ربع مسكون گماشت . خديو كشورگشا - كه رأى جهانآرايش صفحهء تصوير اشراقات الهى و ضمير منيرش عكسپذير تجليات نامتناهى است - فتح را در جلو و ظفر را پيشرو ديده ، با كوكبهء جهانبانى و دبدبهء
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 407
مساهمون: محمود الحسينى بن ابراهيم جامى
ص٤٠٧