تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
زرافشان را و قبه‌هاى زرين نورآگين را با مهر و ماه قرين ساختند . آن حضرت خود به ذات مبارك تا مرتفع شدن بارگاه به عزت و جاه در سايهء درخت كه « اصلها ثابت و فرعها فى السماء » گويى مصداق حال آن بوده ، نزول اجلال فرموده ، اندك زمانى توقف نمودند و قدر و منزلت امرا و مقربان را در آن مكان مسرت‌افزا به اختصاص قرب حضور موفور السرور به شرف تخاطب در انتظام و اطلاع واردات خاطر كرامات مظاهر ، بين الاقران افزودند . بعد از آن‌كه سايه‌بانهاى ظل اللهى آراسته و بارگاه شاهى پيراسته شد ، آن حضرت به ميمنت و سعادت توجه به مستقر دولت فرمودند . در اين اثنا سيد رحمت خان توخى - كه به قراولى مأمور بود - يك نفر توخى را به پايهء سرير خلافت‌مصير فرستاده معروض نمود كه خيام نكبت‌فرجام مرهته به‌نظر مىآيد و قراولان آنها نمودار شده‌اند . ارشاد شد كه مكررا تحقيق نموده به عرض رساند . كرة بعد اخرى معروض داشت كه اين معنى متحقق است . حكم اعلى عزّ صدور يافت كه اللّه يار خان ايشك آقاسىباشى با بهادران ظفرتوأمان رفته در محاذى مخالفان استقامت ورزد . اگر آنها به مقاتله سبقت نمايند ، او به مدافعه پردازد ، و الّا وقت شام مراجعت نمايد . خان مذبور چنانچه از حضور پرنور مأمور شده بود ، قريب يك فرسخ رفته برابر لشكر ابتر اعداى تيره‌اختر قيام ورزيد . چون ديد كه آن گروه شقاوت‌فرجام به جنگ اقدام ننمود ، هنگام شام به اردوى انجم احتشام بازگرديد و صورت حال به موقف باريابان دربار فلك‌مدار رسانيد .

در بيان فراهم آوردن جنكوى وخامت‌آثار موازى دويست هزار سوار جرّار و مقابل شدن او بار دوم به سپاه ظفرشعار و اتفاق ورزيدن غازى الدين خان با آن كافر فاجر ضال و اشتعال يافتن آتش حرب و جدال به مرتبهء كمال و به قتل درآمدن دوتاپتيل لئيم در آن معركهء پر هول و بيم و انهزام جنكوى فتنه‌جو با ساير كفرهء وخيم

پيش از ورود موكب مسعود ، در حدود مسرت‌آمود قصبهء لونى ، جنكوى مردود با وصف آنكه در منزل بوريا كنار دريا از نيروى بازوى دلاوران اژدر در و بهادران غضنفرفر ، ضرب دست و شكست بر شكست خورده آب چشمه نهنگ خون‌آشام صمصام غازيان بهرام انتقام را مكرر تجرع نموده بود ، به فقدان حيا و شرم و انعدام انفعال و آزرم ، از فتنه‌جويى