نورآگين گرديد و به اقبال لايزال از اكناف و اطراف عالم ، اندوه و ملال به كنج خفا انزوا گزيد و بعد از آن شاه ولى خان و عمدة الامرا عبد اللّه خان ديوان بيگى و خان جان خان سردار و محبت خان ضبطبيگى و جعفر خان قوللر آقاسى و ديگر اركان دولت و بندههاى صادق العقيدت راسخ الارادت ، آداب بندگى و سرافكندگى به تقديم رسانيده به پايهء سرير اعلى حاضر شده ، به مراتب مناصب جابهجا ايستادند .
حكم جهان مطاع مهرشعاع ، به امرا ، عموم ايستادگان محفل حضور لمعهء صدور افكند كه مردم لشكر فيروزىاثر از براى چپاول غله و كاه و علف به مساكن دوردست هر طرف مىروند و الحال وقت مقتضى آن نيست كه قشون نصرتنمون به اين چيزها پردازد و بهجهت غنايم سهل البيع خود را متفرق سازد . دشمن نزديك رسيده و كار به جنگ و پيكار كشيده ، قريب است كه به اولياى دولت فتح نصيب شود و آن سياهروزگار ، آوارهء دشت ادبار گردد و للّه الحمد ، مالك الملك حقيقى مملكت هندوستان را به ما مرحمت فرموده ، ملك و مال ملك ماست ؛ دواب را جهت حمل و نقل غلات و سورسات كه قدر و قيمتى ندارد هلاك نكنند و مترصد اين باشند كه ان شاء اللّه تعالى در اين نزديكى عوض آن سيم و زر و لعل و گوهربار خواهند كرد . در همين محفل سعادتمشاكل ، پادشاه دريادل ، به تمهيد تقسيم افواج بحر امواج پرداخته ، محافظت هر طرفى از اطراف اربعهء مضمار رزم و پيكار را محول به جمعى از بندههاى جانسپار ساختند ، چنانچه هزبران بيشهء بسالت و مردانگى و پلنگان قلهء شهامت و فرزانگى ، شاهپسند خان مير آخورباشى و اخلاص قلى خان هوتكى و سليمان خان درّانى را با جمعى از سالكان مسالك تهور و پردلى به قراولى جيوش بحر خروش ، عزّ امتياز بخشيدند و ثابتقدم عرصهء دار و گير شاه ولى خان وزير ، با نهنگان لجهء شجاعت و دلاورى ، گل محمد خان سركردهء غازيان بابرى و جعفر خان قوللر آقاسى و محبت خان ضبطبيگى ، پيشواى غازيان صفشكن عدوافگن و اختيار خان باميزيى مهردار سركار سپهراقتدار ، على بيگ خان جزايرچىباشى مأمور به محافظت توپخانهء قيامت علامت گرديدند و مقرر شد كه اللّه يار خان ايشك آقاسىباشى با عملهء درب دولتخانهء مباركه در عقب خوانين مزبور مرحلهپيما گشته ، بعد از آن نقارهخانهء سركار و الا غيرتافزاى بهادران نبردآزما و زهرهگداز مخالفان تيرهسيما گردد و در برابر نقارهخانهء سركار ، زنبوركچيان برقكردار صاعقهآثار ، به ضرب گلولههاى كوهشكن رخنه در بنيان حيات
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 396
مساهمون: محمود الحسينى بن ابراهيم جامى
ص٣٩٦