تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
بفرمود ارشاد با بندگان * كه فردا به همراهى غازيان تمامى به صحراى هيجا روند * سپاه ظفر را صف‌آرا شوند
خوانين فدويت‌آئين و سرداران سپاه فيروزىقرين ، به مجرد اشارت با بشارت ، بيرق فتح و نصرت افراخته و نقارهء كوچ نواخته ، متوجه منزل مقصود گرديدند و آن مؤيد به تائيدات آسمانى خود نيز به همعنانى توفيقات ربانى ، باشكوه سليمانى و دبدبهء سلطانى و كوكبهء خاقانى ، در روز شنبه بر اشهب صبارفتار جهان‌پيما و مركب گيتىنورد برق‌آسا ، نشسته و به هزاران جاه و جلال مرحله‌آرا گشته ، قلب لشكر ظفرپرور را از فرّ وجود فيض گنجور ، قوت موفور بخشيدند و بعد از تزئيب هر تيپ و تسويه و ترتيب افواج نصرت‌نصيب ، متوجه مقصد گشته به عزم استيصال اعادى وخامت‌مآل ، ادهم خوش خرام را سبك‌لجام ساختند و شكارافگنان و تفرج‌كنان ، به طىّ منازل و قطع مراحل پرداخته ، هر روز در منزلى اعلام ظفرفرجام مىافراختند ، تا آن‌كه منزل بوريا ، مقرّ نزول اردوى معلى گرديد .

در بيان نهضت موكب جهانگشا از منزل بوريا و عبور نمودن بار و بنه سركار و الا از درياى جمنا و وقوع محاربات موفور فيما بين قراولان موكب منصور و صاحباجى پتيل مقهور و ذكر رو آوردن امراى افغانيهء هندوستان به درگاه خاقانى و ورود اعلى حضرت ظلّ سبحانى به قصبهء لونى

در هنگامى كه بارگاه دل‌گشا در قصبهء بوريا چون مهر عالم‌آرا سايهء فلك‌پايه گسترانيده ، شهريار جهاندار به سحاب مكرمت و احسان ، آن حوالى را سرسبز و ريّان گردانيد ، شاه پسند خان مير آخورباشى كه به قراولى گرد لشكر ظفرپيكر قيام داشت و بر پاس‌دارى و حراست همت مىگماشت ، به حسب اتفاق قراولان موكب و الا را با قراولان اعدا به نزديكى اردوى معلى تلاقى روى داده ، نايرهء قتال و جدال بلند گرديد . به تائيد الهى و اقبال پادشاهى در اندك زد و خورد ، كار مخذولان به هزيمت انجاميد . قراولان نصرتمند ، هفتاد نيزه سركشتگان و هفت نفر زنده از آن مرده‌دلان از نظر فيض‌منظر گذرانيده مورد تفقدات خسروانى شده ، سر خود را به اوج عزت رسانيدند . بعد از آن رأى خديو كشورگشا - كه مترجم قضا و قدر و آگاه از امور خير و شر بودند - چنين اقتضا نمود كه قرّا و