دشمن افگنده ، سرگرم عدوافگنى و آتشافروزى شوند و از عقب زنبوركخانهء قيامتنشانه ، خورشيد فلك جهانافروزى ، رايتافراز معركهء كفرسوزى ، شهسوار معارك دشمنگدازى ، فارس مضمار گيتىطرازى ، شمع انجمن حشمت و جاه ، پادشاه مهرافسر سپهربارگاه ، تيمور شاه با فرّ جهانپناهى و شكوه پادشاهى ، به توزك تمام و تجمل مالاكلام ، رايت فتح نصرت و لواى شأن و شوكت برافرازد و در ميمنه و ميسرهء آن قره باصرهء سلطنت قاهره ، قاپوچيان و مير شكاران و ديگر جانسپاران ، جادهپيما گشته ، حاجى نواب خان اليكوزيى با محمود خان قوللر آقاسى و دستهء غلامان جلادتنشان در قفاى شاه والاجاه ، به طى طريق خصمافگنى پردازد و عقب دستهء غلام ، اعلام نصرت فرجام - كه سر به فلك مينافام مىسودند و بسملهء سورهء فتح و فيروزى بودند - ارتفاع يافته ، فتح اللّه خان و عبد الرحمان خان سدوزيى كه شرف قرابت به خاندان جليل الشأن اعلى حضرت ظلّ سبحان دارند ، با منشيان عطاردنشان خجستهشيم و مستوفيان و لشكرنويسان و ساير ارباب قلم ، در پاى اعلام ظفرپرچم مرحلهپيما گردند و عبد الرحمان خان ديوان بيگى و عظمت خان عليزيى و صمد خان محمودزيى و حبيب اللّه خان مهمند و طوايف فوفلزيى و الكوزيى در سمت ميمنه ، نايرهء خصمسوزى افروخته ، مستعد رزم و پيكار باشند و خان جان خان وزير سركار پادشاهزادهء عالىمقدار كامكار و رحيم داد خان باركزيى ، قبول خان نورزى و بقرا خان شرباشران و نصر اللّه خان و مجيد سعيد خان خليل ، علم تهور و دليرى به جانب ميسره افراخته گوى جلادت از اعادى سراپا شقاوت ربايند و به مظاهرت لشكر ظفرپرور ، افيال كوهپيكر و شتران تنومند قدآور ، مزين به عماريهاى زرين و كجاوههاى زينتآئين ، با پردگيان حرم عزّ و علا ، مرحلهآرا گشته ، عقب سوارى عاكفان سرادق دولت و احتشام ، دستهء نصرت پيوسته غلام ، به اهتمام تمام ، طى سبيل مقصود نمايند و بعد از آن سالك مسالك فدويت و اخلاص ، منشى انزله خان فوفلزيى نسقچىباشى همراه بنهء همايون بوده و راه حزم و هوشيارى پيموده ، از غدّارى و مكارى اعادى خبردار باشد و دلير معركهء دار و گير ، امير خان پسر ولى محمد خان جوانشير با چنداولان تحت خويش ، به چنداولى سپاه نصرتكيش عزّ امتياز يافته مقرّر شد كه به محافظت و محارست عقب اردوى گيهانپو قيام و اقدام نمايد و احدى از ملتزمان عساكر اقبال را دنبال نگذاشته طريق احتياط پيمايد .
خديو جهانگير رستمنبرد * چو تمهيد ترتيب افواج كرد