تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
چون به تحقيق پيوست كه از جهت فساد به قصد بغى و عناد ، قدم جرأت و پاى جسارت پيش گذاشته ، علم نافرمانى و رايت جهل نادانى افراشته ، حضرت پادشاه دين‌پناه كه متخلق به اخلاق اللّه‌اند و همگى نيت حق‌طويت را به صلاح حال كافهء رعايا و فلاح احوال عامهء برايا مصروف داشته ، نمىپسندند كه در اين عهد عدالت‌مهد ، آتش فسادى مشتعل گرديده به فحواى
« وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً »
تر و خشك را بسوزد و به شامت فتنه‌جويان ، بيگناهان پامال و شكسته‌بال شده ، نايرهء بيدادى افروزد ، قبل از آن‌كه كار به جدال و قتال رسد ، به ارادهء هدايت به آن گمراهان وادى ضلالت ، رقم موعظت‌شيم متضمن نصايح هوش‌افزا و مواعظ تنبه‌اقتضا ابلاغ فرموده ، اعلام نمودند كه بنابر لغزش ناگهانى ( كه ) به خان جان خان سردار به گردش فلك دوار روداده ، ابخرهء خيالات فاسده و ادخنهء خطرات كاسده دل و دماغ شما را فروگرفته ، ديدهء بصارت خيره و چشم بصيرت تيره ساخته ، از صدمات دليرانهء مبارزان شيرشكار و حملات مردانهء بهادران نصرت‌شعار غافل گشته ، گام جلادت و جسارت پيش مىگذاريد و خبر از اين نداريد كه
كبوتر چو با باز بازى كند * به خون‌ريز خود تركتازى كند
اگرچه خوف جزاى اعمال و بيم سزاى افعال ، شما را بر اين حركت مذبوحى داشته مانع آمدن درگاه عالم‌پناه است ، ليكن خاطر دريامقاطر به مفهوم
چين بر جبين ز جنبش هر خس نمىزنند * دريادلان چو آب گهر آرميده‌اند
هنوز از جا نرفته براى خير عامه عفو تقصيرات و صفح زلات منظور دارد و مقرّر است كه هركه به صدق ارادت و رسوخ عقيدت به اين آستان صفابنيان رو مىآرد ، بر طبق
« وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً »
سر در كنار امن و امان مىگذارد و نيز به كمال لطف و احسان و فرط بر و امتنان ، جماعهء اسارى را كه از لشكر آنها در اطراف پنجاب و ملتان اسير سرپنجهء دلاوران و دستگير بهادران موكب ظفرنشان شده بودند ، به عنايات و عطاى خلاع نواخته مصحوب چاپاران روانه فرمود تا زبانىشان هم غلبه و صولت و استيلا و سطوت عساكر و آثار مراحم خاقان كامل الفضايل كه آيهء رحمت است در شان خلق نازل ، دريافت نمايند و از طريق كج‌روى و انحراف ، انصراف و انعطاف ورزيده به صراط المستقيم مطاوعت و منهج قويم متابعت گرايند . از آنجا كه به مصداق كريمه
« وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُضِلٍّ
و
مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلا هادِيَ لَهُ »
هدايت از مواهب الهى و فضل نامتناهى است آن گمراهان تيره‌بخت