تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
تمامى سركشان انداخت . بعد از تغلبات و تصرفات مملكت راجپوتيه بر طبق نوشتهء بالاجىراد ، سركردهء كل مرهته كه در ممالك دكن استيلاى تمام و استعلاى مالاكلام دارد و به كثرت لشكر و عدّت عسكر و زر و سيم وافر و دولت و مكنت متكاثر ، با قارون و فرعون سر از يك گريبان برمىآرد ، از تغيير ملهار راو به صاحب‌اختيارى الكاى هندوستان منصوب گشته ، رايت اقتدار در ناحيت دار الخلافهء شاه جهان‌آباد افراخت و به تاخت‌وتاز در حوالى و حواشى دار الخلافه پرداخت و عمّال به تحصيل زر و مال به اطراف و جوانب تعيين ساخت . در اثناى آن حال كه خبر فوت آدينه بيگ خان ، حاكم دوآبه اشتهار يافت ، خود بر جناح تعجيل با جمعيت يكصد هزار سوار و پياده‌هاى فزون از شمار ، به عزم ضبط و ربط ماليات پنجاب ، به‌سمت سرهند كوچ نمود . چون متصل به سرهند رسيد ، صديق بيگ خان مدار المهام آدينه بيگ خان با پسرش رجوع شده متكفل و متعهد اداى مال وجوهات و متوجهات سابق و حال گرديدند و مبلغى به رسم على الحساب رسانيده ، از پيش رفتن ، ارادهء او را منصرف گردانيدند . جنكو به عهد و پيمان صديق بيگ خان مدار المهام و پسر آدينه بيگ خان مطمئن گرديده ، نيابت دوآبه به پسر آدينه بيگ خان واگذاشته و صاحباجى پتيل را با بيست هزار سوار مرهته به استحفاظ لاهور گماشته ، خود عنان عزيمت به‌سمت سهارنپور از راه گذر كنجپوره منعطف ساخته محالات متعلقهء نجيب خان روهيله را - كه از جمله فدويان عقيدت‌نژاد اين آستان خلافت‌بنياد است - در حيطهء تصرف درآورده ، عاملان و متصديان او را بىدخل گردانيده و گماشتگان خود را جابجا نشانيد . نجيب خان به مشاهدهء اين حال ، قرين كدورت و ملال گرديده ، صرفهء كار خود در ملاقات جنكو ديده با جمعيت قليل به لشكر او ملحق شده ، سالك طريق مطاوعت و متابعت گشت و به وساطت و وسايط معتبر به شرط رفع مزاحمت محالات ، پيغام ايصال مبلغى فراخور استعداد حال خود نمود و مدت يك ماه به انتظار حصول مامول در اردوى مرهته متوقف بود . چون از فحواى افعال و اقوال جنكو زياده‌طلبى و تكاليف فوق طاقت استنباط كرد ، در فكر استخلاص خود افتاده ، بنابر مصلحت وقت ، به تكليفات او رضا داده به تمهيد سرانجام زر رخصت گرفته ، به سكرتال مسكن قديم خود رفته تحصن ورزيد و به ترتيب آلات مقاتله و ادوات محاربه پرداخته مشغول مدافعهء دشمن گرديد . جنكوى سوختنى از شنيدن اين خبر جزو نارى را مشتعل گردانيده چون موى آتش‌ديده
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 388 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى