تيرهاخترش نيز بعد از مرگ پدر بدگهر به اتفاق صديق بيگ خان كه مدار المهام او بود ، از سطوت سپاه اقبال فرار نموده خود را به زاويهء خمول كشيد و رهنورد باديهء خذلان و آوارگى و جادهپيماى تيه سرگشتگى و گمنامى گرديد .
در بيان رسيدن اخبار فتنهانگيزى طايفهء مرهتهء ضلالتشعار و كيفيت تسلط يافتن آنها بر جميع امرا و راجهاى نامدار و شرح پرخاش نمودن آن گروه باطلپژوه ضال با نجيب خان روهيله در ولايت سكرتال و ذكر عزيمت خاقان بلنداقبال به عزم استيصال آن جماعت وخامتمآل
در ساعت مسعود و زمان بهجتآمود كه تائيدات ملكى و نظرات فلكى مؤيد و معاون پادشاه دينپناه فلكبارگاه كيوانسپاه بود ، به ميمنت و مباركى نواح دوابه دار السلطنهء لاهور را كه از صرصر حوادث شوربختان ظلمانديش و جفاپيشگان ستمكيش ، خراب و بىآب و تاب گشته ، از هبوب نسيم ورود موكب نصرتآمود و نزول افواج بحر امواج ، آب و رنگ تازه و نظارت بىاندازه بخشيده رشك گلستان جنان و غيرتافزاى بوستان رضوان گردانيدند و به رشحات سحاب بذل و نوال و قطرات نيسان احسان دولت بىزوال ، كشت اميد ساكنان آن ديار را طراوت و خضارت لا تعدد و لا تحصى مرحمت فرموده به قالب عنصرىشان مسيحوار روح از سر نو دميدند .
مقارن اين حال فرخندهفال كه عروس عشرت همآغوش و شاهد طرب دوش بر دوش بندگان ثريامكان آفاقستان ، شاه درّ درّان بود و خاطر دريا مقاطر ملكوت ناظر در آن سرزمين جنتآئين به كمال سرور و نشاط و خرمى و انبساط ، توجه به سير و شكار مىفرمود ، كرة بعد اخرى معروض ايستادگان پايهء سرير گردون نظير اعلى گرديد كه جنكو نام سردار مرهته كه در جنگجويى و ستيزهخويى پور زال را در معارك جدال كم از پير زال مىشمارد و سام سوار را در ميدان كارزار حقيرتر از پيادهء شطرنج مىپندارد و از ديرباز راجههاى عمده و معتبر هندوستان را - كه از به دو آبادى اين مملكت فسحتنشان مغفر نمرودى بر سر و جوشن شدادى دربر داشتند و رايت خودسرى و تفرعن در اطراف و اكناف آن نواحى مىافراشتند - به محاربههاى بزرگ و مقاتلههاى سترگ ، مطيع و منقاد و باجگزار طريق انقياد ساخت و ربقهء بندگى و طوق اطاعت در رقبهء