به علاوهء اين مراحم گوناگون و تفقدات روزافزون ، حكومت كل ولايت بلوچستان و صاحباختيارى آن معمورهء نزهتنشان ، مفوض و مرجوع با او گشته ، جميع مطالب و مدعياتش موصول به قبول گرديد .
چون خاقان ممالكستان را از تسخير بلوچستان و مهم نصير خان فراغ كلى حاصل شد ، رأى عالمآرا چنان اقتضا فرمود كه از آن ولايت نهضت نموده اشرف البلاد احمد شاهى را مركز الويهء فلكفرسا سازند و بعد از انقضاى ايام زمستان رايت عظمت و شان بهسمت دار السلطنهء كابل فراخته و سپاه ظفردستگاه را از اطراف و جوانب به ركاب نصرتانتساب طلب داشته به استيصال طايفهء مرهته و قلع و قمع گردنكشان ممالك هندوستان كه در سال قبل مصدر اداهاى ناهنجار و برهمزن هنگامهء جمعيت مردم آن ديار شده بودند ، بپردازند . بنابه صوابديد راى جهانگشا ، اعلام فيروزىنشان از مملكت بلوچستان پرچم جهانگيرى گشوده سر به ذروهء فلك نيلوفرى افراخت و اردوى كيهانپو ، منزل به منزل متوجه مستقر دولت گشته ، بلدهء احمد شاهى را سركوب حصار طارم چهارم و همدوش بروج افلاك و انجم ساخت و به عزم قشلاق مدت چهار ماه در آن ولايت بار اقامت و رخت استقامت انداخت .
[ وقايع سال سيزدهم ]
آغاز سال سعادتاشتمال سيزدهم جلوس خاقانى مطابق سنهء 1172 هجرى موافق سال توشقانئيل تركى و ذكر نهضت خاقان ممالكستان به جانب ولايت هندوستان
در اين اوان ميمنتانجام و زمان بهجتفرجام كه بهار دولت جاويد مدت و آغاز سال سيزدهم فرمانفرمايى و سلطنت بود و فلك دوّار به طالع والاى اين برگزيدهء كردگار دم به دم مىنازيد و روزگار خجستهآثار ، آنا فآنا به خود مىباليد ، جمشيد خورشيد به تاريخ شب چهارشنبه بيست و يكم رجب المرجب سنهء 1172 از خلوتكدهء حوت برآمده به بيت الشرف اقبال خراميد و برج حمل را از ميامن قدوم فيض لزوم زيب و زينت موفور و شرف غيرمحصور بخشيدند .
به برج حمل رفت باز آفتاب * شد از فيض عامش جهان كامياب
زمين همچو باغ ارم سبز گشت * برآمد گل و لاله از كوه و دشت
نويد خرمى و سبزبختى به اشجار بىبرگ و بار رسيد ، هواى روحافزاى ربيعى منشط