تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
فراز آن حصار سپهرآثار خود را به زير اندختند و تضرع‌كنان و توبه‌گويان ، نزديك قدغن‌چيان جلو ظفرپيشرو خليفهء زمين و زمان رفته و فرياد الامان الامان از نهاد برآورده ، زبان حال و قال به مضمون كلمهء « العفو عند الاقتدار من علو الاقتدار » گويا ساختند ،
خديو جهان ، شاه مالك‌رقاب * چو آن فرقه را ديد در اضطراب يم عفو و رحمش تلاطم نمود * در فضل و رحمت بر آن‌ها گشود ز رحم و تفضّل شه عفوكيش * همان دم طلب كرد نزديك خويش بفرمود تا عرض مطلب كنند * اميدوار انجاح مقصد شوند پس آنگه فرستاده‌هاى نصير * نمودند معروض آفاق‌گير كه اى جرم‌بخش همه عاصيان * بود درگهت قبله‌گاه جهان ز نادانى ار ما گنه كرده‌ايم * ولى رو به درگاهت آورده‌ايم گنه‌كار چون عذرخواهت بود * ببخشش ، و گرنه گناهت بود ز خوردان عجب نيست ترك ادب * بود انتقام از بزرگان عجب چو دشمن به درگاهت آرد پناه * مروت نباشد كه پرسى گناه كنون تكيه بر فضل تو كرده‌ايم * به درگاه تو روى آورده‌ايم همه بندگانيم خسروپرست * ز دامان لطفت نداريم دست ز لطف تو هستيم اميدوار * كه موقوف گردد دگر كارزار شود دامن عفو آفاق‌گير * ز راه كرم عيب‌پوش نصير اگر پادشاه ملايك‌خدم * ببخشد گناهش ز فضل و كرم كشد بار خدمت‌گزارى به دوش * كند حلقهء بندگى را به گوش از اين پس سر او و اين آستان * كه هستش لقب قبلهء راستان
از آنجا كه برگزيدهء عنايات لم‌يزلى ، به مقتضاى مروت جبلى ، هيچ متوسلى را از فضل كرم عميم محروم نمىفرمايند و مأيوس نمودن ملتجيان را خلاف آئين مروت و خداشناسى مىدانند ، التماس و الحاح فرستاده‌هاى نصير را مقرون به انجاح فرموده بر طبق كلام اعجار انتظام « و الكاظمين الغيظ و العافين عن الناس » از سر تقصير نصير گذشته ، خط عفو بر جرايد جرايم او كشيدند و فرمان جان‌بخشى و امان به فرستاده‌هاى او داده و مادرش را به قلعه فرستاده ، نويد بخشش مال و جان و مژدهء امن و امان به همگى آن گروه خايف بخشيدند .
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 382 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى